هر سال حداقل تاسوعا و عاشورا می رفتم ولی الان انگیزش رو ندارم... البته هدف اصلی شاید دیدن چارتا آدم و دوست بود... گفتی چارتا آدم... به نظرم همین هم خوبه و نیاز نیست حتما آشنا باشند... به هر حال قضیه اینه که وقتی می ری این حرف و صحبتهای روضه که توی تلویزیون هم هست و یا تکراری هست و یا قبولشون نداری که قرار نیست ملاک باشه... بعدش هم می ری به هر حال یک عده نشستن شاید گوش می کنند و خیلی هم ممکنه وارد حرف زدن نشن... بعضی وقتا هم کنار برخی دیگه که نمی شناسیشون همینطور می ری نگاه می کنی... خوب که چی... یا افرادی که می شناسی اما خیلی صحبتی شکل نمی گیره .... مثلا برخی می خوان زنجیر بزنند... البته خودم هم سینه و زنجیر زدم ولی باز خوب که چی؟
مخصوصا اینکه با همین حرفا اومدن چه کارها که با مردم نکردن... یعنی حرف و شعار و سواستفاده هم خسته کننده شده... کدوم انسانیت، کدوم عقلانیت... به کجا می رن
اما از طرفی غیر از این دو روز دیگه سال بیاد بره یک عده رو نمی شه دید... مشکل اینه که ما مراسم جمعی مستقل دیگری هم نداریم... این هم از ضعفهای جامعه شاید باشه... شاید هم جامعه ما دچار گسست شده... عده ای که ازشون خوشمون نمیاد.. احساس همفکر بودن باهاشون نداریم...
اما باز موضوع خودم... من چرا دوست خاصی ندارم؟ نه دیگه بهت برنخوره ولی خوب هست دیگه.... درسته می تونم ارتباط بگیرم ولی خوب افرادی که بتونیم چه می دونم حرفی درد دلی قراری داشته باشم نیستن.... تعارفاتی می کنیم ولی در حد تعارف
و قضیه اینه که حتی بری هم شاید این خیلی عوض نشه... یه سری صحبتها بعضا کلیشه ای می کنی و برمی گردی... البته من همیشه در هر کار این شکلی اینرسی دارم و باید خودم رو تکون بدم و بعدش رضایت دارم و حتی می گم شاید باید زودتر می رفتم...
هرچند باز می گم یک سال نری و سیاهی لشکر نشی به جایی برنمی خوره... بزار بدونند اینجور هم نیست که هرکار خواستند بکنند و مردم هم دوباره همراهی کنند...
اما انگار مشکل جمعی معترضین هم اینه که خودمون روشهای جایگزینی نداریم... البته در شهرهای بزرگ شاید پارتی ها و مهمونی و ساحل و غیره تا حدی سعی در جایگزینی کرده باشه ولی این شهرها سنتی که ابزارها همینها هستند....
صدای بلندگو میاد می گی بری ببینی چه خبره! اما حرفهای تکراری و کارهای تکراری... هیچوقتم خیلی برام مهم نبوده ۱۴۰۰ سال پیش چه اتفاقی افتاده، گاها مصائب و مشکلات امروزی دردناکتره که کمتر هم بهشون پرداخته می شه...
به هر حال اینها ابعاد ماجراست...
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر ۱۴۰۵ ساعت 10:22 توسط بینام
|