حساسیت از کمال طلبی بی مورد و یا بگم بچگانه میاد و یک نیاز بچگانه به بازاطمینان و تایید و غیره است... یه نوع کمال طلبی مطلق گرا بدون در نظر گرفتن نسبیت و اینکه اصولا مطلقی وجود نداره در نتیجه یک نوع کمال طلبی کور و احساسی...
حتی در مورد انتقادها... راه خنثی کردن یا مقابلش حتی اینکه که بگی باشه اصلا من بد! که چی؟ حالا بزار این گوشه هم ما بد باشیم... چه سودی از کامل بودن بردیم و یا قراره ببریم؟ و یا کی هست که کامل باشه؟ بزار حالمون رو بکنیم... بزار بی خیال باشیم... مگه چقدر می شه حساسیت داشت و جواب داد و هی مراقبت کرد که نکنه تصویر ترک برداره با حرفهای چرند و بی پایه آدمها ....
در نتیجه باید به سمت بی خیالی رفت... خیلی حساس نشد... خیلی نگفت ای وای دیدی به نقص اشاره کرد.... بگو به درک... کم حرفم یا خجالتیم به کتفم... در صورتی که نیستم... این حرف بی معنیه... کسی که داره تدریس می کنه... کسی که کلی پیشرفت کرده ... هوش داره... به هر حال در خیلی از موارد دیگه وقتی بی خیال باشی درست می شه... تازه اگر هم خجالتی باشه از همون کمال طلبی است... یعنی نقصانی نیست که رفع اون سخت باشه بلکه کافیه که بی خیال باشی ... اینقدر نخوای همه چیز کامل باشه و می بینی تو هم مثل هزارون نفر دیگه و حتی بهتر از اونها میای حرفت رو می زنی و کارت رو می کنی...
پس بزرگ شو درگیر تله های روانی و ذهنی و چرخه های تکراری نشو... رها شو از این چرخه و بدون که خوبی و اینقدر نیاز به تکرارش نداشته باش...
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان ۱۴۰۳ ساعت 19:13 توسط بینام
|