قبول

ملیاردها آدم روی زمین زندگی می کنند و ملیاردها آدم جورواجور دیگه هم بودن... تو یکی شون هستی... همه چی می گه هر چی هستی باید شکر گزار باشی... کمال طلب نباشی و از خودت لذت ببری چون این روش منطقی تر است... یکی هستی مثل ملیاردها انسان دیگه... همین که باز در حد همین زن و بچه هستی هم خدا رو شکر کن و مثل هر مرد و شوهر خانه داری حالش رو ببر... به چیزهای دیگه فکر نکن

مرد

در رویاهام یه وقتهایی یه مرد زن و خونه رو تصور می کنم... شاید خوشپوش ... مثل دهه شصت با یک ماشین... اما مهمتر از اینها ... یه شخص خوشرو و شاد که می خواد از لحظات و روزهای زندگیش لذت ببره... در حال سفر و دیدنه... پول و خونه ماشین و ...؟ شاید بیشتر رویا باشه.... ولی حداقلش تمایلش به خورشید و روز و غیره... توان زندگی در لحظه را داشته باشه و ...

مراقبه

فکر می کردم که اگر مراقبه و ذهن آگاهی و یا اعمال مشابه اون توجه به پیرامون و زمان حال است... و در مقابل من فردی هستم که خیلی به پیش و پس مسائل و اتفاقات فکر می کنم.... شاید به همین علت خیلی از جمع و جمعیت و مهمونی و غیره استقبال نکنم؟!!‌ نه که بدم بیاد ... ولی به هر حال به سیگنالهای زیاد بیرونی مثل یک برونگرا باید کلا پاسخ بدی... باید در زمان و لحظه باشی... باید بتونی دقت کنی افراد چی می گن ... از کجا اومدن و چی می خوان و غیره... شاید اگر کمی از اون حالت افکار زائد فاصله بگیرم و به عنوان مراقبه و یا هرچیز معطوف به زمان حال بشم... این قضیه هم تعدیل بشه

عید

چیزی تا عید نمونده....

کنترل و مراقبه

مراقبه شاید نوعی کنترل باشه... کنترل وسواس... کنترل مرور و فکرهای بی خود.... پس هر زمان که این افکار به ذهنت خطور می کنه بهترین زمان برای مراقبه است... تحلیل مبتنی بر آینده مشکلی نداره... اما بخوای هی فکر کنی چی گفتم و چی شد و غیره فایده ای نداره... مسائل کوچک را بخوای بزرگ کنی فایده ای نداره... ذهن ما شاید بنا به برخی دلایل می ره به سمت واکاوی و مرور برخی وقایع که سودی هم نداره... باید در اون لحظه اجازه بدی که فکر بیاد و عبور کنه... خیلی پروبالش ندی ... بتونی روی لحظه تمرکز کنی.... و یا خودت رو به کاری مشغول کنی... در کل نباید اجازه بدی خیلی این افکار ترافیک ایجاد کنند... ذهنت رو خلوت و خالی و منعطف به حال و آینده کن

عدالت

وقتی بحث عدالت هم که پیش میاد علاوه بر اینکه با دیگران باید منصف باشی... کسانی که بیشتر کار می کنند رو هواشون را داشته باشی... به همون شکل با خودت هم منصف باشی... یعنی نسبت به خودت هم مسئولی... نسبت به حق و حقوق خودت مسئولی... نسبت به تلاشهای خودت هم مسئولی... و من چقدر تلاش کردم... چه درسها خوندم... یک مدرک معتبر دارم ... (اونوقت این حقوق؟؟) ... چقدر روی این رساله دکتری کار کردم.... چه کدها که نوشتم... چه اجراها که گرفتم... چرا؟؟! بلاخره باید تموم می شد و اون هم جزئی از کارم بود دیگه... به هر حال چه کدها که نوشتم... شاید هم لازم بود بلاخره باید منجر به یک مقاله می شد... (تازه بعضی جاها دوتا می خوان)... تازه خیلی ها از من جلوتر بودن و تموم نکردن... به هر حال تموم شد... باید از این کدها و تجارب استفاده کنم... اما وقت استراحتم هم هست... وقت اینه که هوای خودم رو داشته باشم... ورزش و استراحت و غذا و خواب کافی... و کمی هم بازی ... دیگه یک بازی هم نکنیم... عجب!

خوب

خوب بود.... چکار کنم دیگه بلاخره باید وقت بگذارند... از کلیات تا حدی از جزئیات رو پیش بردم... حالا مهم نیست... شاید باید خلاصه تر می گفتم.... ولی خوب این هم یک تجربه است... اینقدر خودشون جلسات تکراری و بی حاصلی می گذارند حالا کمی هم وقت بگذارند مسئله رو از زاویه دیگری نگاه کنند... به هر حال بقیش به من ربط نداشت.... نسبتا خوب بود... مهم اون پول سرماه است بقیش مهم نیست.... الان هم دیگه فکرش رو نکن... دیگه فکرش رو نکن

خودت

یارو دیپلمی می گن باغ داره ویلا زده... حالا تو با این همه تحصیلات و افکار هنوز مرددی که مثلا چی بشه یا نشه؟ پس این رو حق خودت بدون... یه مشت قاچاقچی و آدم معمولی بخوان این حقوق و وضعیت... بعد تو یعنی یک روال معمولی هم ؟؟؟ پس راحت باش و خودت باش و مطمئن به خودت باش... و محق بدون خودت رو به دنبال سهم و کارت باش... عالی عالی

فعال

امروز ایده دیگری رو تجربه کردم... در این حالت همون خودم رو حفظ می کنم... بی خیالی رو حفظ میکنم... اما گفتم به جای اینکه بخوام تحت تاثیر باشم و یا بحث خیلی تعارفی پیش بره... جوری که خودم هم علاقه مند نباشم و فقط بخوام که حرفی زده بشه و غیره... گفتم به جای اینها فعال باشم... یعنی حرفهایی که دوست دارم رو بزنم... کنجکاوی کنم... موضوع رو عوض کنم... جمع بندی کنم... حرکات غیر کلامی به جایی داشته باشم و ...

فکرها و ذهن آگاهی

فکرها می گن این کار رو بکن... اون کار رو بکن... این کار رو نکن ... اون کار رو نکن... داریم فکر می کنم... برم نرم... کی برم... الان چی بگم و غیره و ذالک... به هر حال این فکر است که هی داره می خواد تصمیم بگیره... بله اگر با هدف و آگاهانه باشه مشکلی نیست... ولی اینکه بخوایم زیاد از حد فکر کنیم که چه کنیم و چه نکنیم می شه فکر زیادی یا overthinking... در این حالت مدیتیشن یا مراقبه می گه که بابا ول کن... با بروز فکرها مشکلی نداشته باش... ولی نگاه کن به ذهنت که چه افکاری داره... یه نوع ذهن آگاهی است... بذار پرسه بزنه... یه وقتی از سر هوس ... یه وقتی از سر نیاز و ترس و یا خشم و خیلی چیزها و احساسات دیگه... بهش نگاه کن ببین چی می خواد و امر به چی می کنه... اما کم کم بتونی نظارت کنی و هی نخوای اینسو و اونسو کشیده بشی... بتونی آرامش داشته باشی

یادگیری با هوش مصنوعی

خوشحالم که دکتری رشته ای دارم که امروزه خیلی پرکاربرد شده... و البته برای خود من هم مفید است... یادگیری با کمک دستیار هوش مصنوعی مثل چت جی پی تی خیلی سریع تر و راحت تر و با عمق بیشتری می تونه صورت بگیره... باید از این قابلیت هم برای ارتقا دانش خودم... هم برای نوشتن و تکمیل برنامه ها و هم برای پروژه ها و کارهام استفاده کنم...البته باز هم مثل همیشه وسواس و کمال طلب نباشی... باید گام به گام و با اولویت جلو بری...

فکر

فکرهای مختلفی میاید و میره... در برابرشون مقاومت نکن... یعنی نگو این فکر خوبیه یا فکر بدیه... یعنی قضاوتشون نکن... خودت رو سرزنش نکن و یا مضطرب و غیره نشو... فکره دیگه... بذار هر جور که هستند بروز کنند... ممکنه تحریکت کنند اشکال زیادی نداره... ولی سیال باش... یعنی اجازه ورود فکرهای مختلف رو بده... با این حال اون شخصیت و تمایلات اصلی خودت رو حفظ کن و جهت بده...

فکر

ببین ایده آل اونه که تو اون جلسه یه سولی پرسیدی که اتفاقا به جا بود و سوال بدی هم نبود.... سوال عالی بود... اما دیگه اون جلسه تموم شد بیا بیرون... بیا بیرون به کار و بارت برس... اگر بتونی به این مهارت برسی که هر جا رفتی هر چی گفتی رو زود فراموش کنی به همون شکل کارهات هم به قطار جلو می ره... باید جلو رفت

کار

ببین واقعا این پروژه ها یا وبسایتها کار می بره ها... کار می بره.. پس اگر بدن حقته... کار می بره... سخت یا آسون وقت می بره... تمرکز می بره... اختصاص دادن می طلبه.. به هر حال به این نکته هم دقت کن...

برو

برو و برگرد خونه... اصلا ارزش نداره که بخوام در موردش حتی فکر کنم... کلی کار و بار دارم...

مرد

یک جمله ای هست که می گه یک مرد می دونه چی می خواد... حالا اینکه چطوری خواست و میلش رو مدیریت کنه و براش منطق بیاره اون بحث جداست ولی می دونه چی می خواد... این یک ویژگی خوبه که شخص نسبت به حس و میلش آگاه باشه و مدیریتش کنه و خودش رو پرورش بده به سمتی که بتونه خودساخته باشه و برای هر شرایطی آماده باشه

بی خیال

مثلا حالا بری مراسم.... ببینی ... که چی؟ یه حرفی زده می شه دیگه... اصلا نباید به این چیزها فکر کنی... اینقدر بی خیال باشی که اصلا حتی یک ساعت بعد یا قبلش به این چیزها فکر نکنی

مقاوم

باید مقاوم بشی... در برابر حرفها... افکار... و بتونی در هر لحظه به خودت ببالی... حساس نباشی و حالت رو ببری

کار

حالا هم فشار بود و هم عوامل مختلف... خدایی خیلی کار کردم روی این دکتری... از اون برنامه ها... اجراها.. مقایسه ها... کدهایی که نوشتم... روی اون سایت هم خیلی کار کردم... بلاخره هم وقت استراحت و تفکر مجدد است و هم وقت استفاده از این تجربیات در شغلهای و پروژه های مناسب... حتی کارهای تیمی و غیره

نگاه

نگاه به افکار هم تکنیک خوبیه... افکارهای متعددی داری... فکر به قبل یا بعد... در مورد آدمها... در مورد خودت... تفکرات جنسی و غیره... یک روش نگاه کردن بدون قضاوت به این افکار است... اجازه بدی بروز کنند و قضاوتشون نکنی... دنبالشون رو هم خیلی نگیری... اما مهمتر اینه که بدونی اینها فقط افکاری هستند که تحت شرایط مختلف و شاید به دلایل مختلف و متغیر بروز می کنند... می شه نگاهشون کرد و اجازه داد بیان و برن... و در کنارش در حال بود و زندگی کرد...

در جریان

قبلا هم نوشتم... وقت برای فکر کردن نیست کلا باید در جریان باشی ... یعنی کمتر فکر کنی و بیشتر کار کنی... در جریان باشی ... به قبل و بعدی خیلی فکر نکنی

کجا؟

کجا قراره بری؟ این یک سوال مهمه... دنیا همین لحظات است... باید در لحظه زندگی در لحظه کار کنی... در لحظه کار رو شروع کنی در لحظه کار رو ادامه بدی... در لحظه به جلسه بری... در لحظه درس بدی... در لحظه غذا بخوری... در لحظه به دیدن پدر و مادر و قوم و خویش بری... در لحظه تفریح کنی... در لحظه سفر بری... در لحظه گوش کنی...

همینه زندگی ایناست... اینکه اینقدر فکر کردی چی شد؟ یا حسرت خوردی ... یا نگاه به قبل کردی ... بی خیال باش... همه چیز لحظات است... حتی اون تصورات و فانتزی یا هر چیزی رو هم در لحظاتش لذت ببر و بعد به کار بعدی برس...

الان که کمی هم اون استرس و فشارها کم شده سعی کن با این روش جلو بری ولی خوب به کارت هم برسی

ارتباط بهتر

Improved Relationships: Being present with others helps you listen better, connect more deeply, and respond with empathy.

فایده بعدی در لحظه بودن اینه که می تونی بهتر به دیگران گوش کنی و عمیق تر مرتبط بشی و با همدردی و حس و عاطفه پاسخ بدی... و این هم نکته مهمی است که البته قبلا به نظرم در موردش فکر کرده بود.

لحظه

When you’re fully present, you can appreciate the small, beautiful moments in life that you might otherwise miss.

می گه وقتی در لحظه باشی می تونی خیلی چیزهای کوچک اما زیبا را در زندگی و لحظه ببینی که شاید در غیر اینصورت از دست می دادی...

حرفم

این حرف چند روز پیش خودم بود:

Instead, it’s about trusting that you can handle things as they come, rather than trying to control or predict every detail in advance.

می گه اعتماد به خود و اینکه تو می تونی خیلی چیزها را در همون زمانی که اتفاق می افتند مدیریت کنی تا اینکه بخوا سعی کنی هر جزئیاتی رو از قبل پیش بینی و کنترل کنی...

ادامه نوشته

بلیط

چند شب پیش خواب جالبی می دیدم... من و همسرم و یکی از رفقا بلیط سفر به آمریکا را گرفته بودیم... هیجان خاصی داشتیم که قرار سوار هواپیما بشیم و بریم... بویژه اینکه این هیجان رو در رفتار و چهره همسرم می دیدم... درسته که خواب بود... حالا آمریکا هم نه یک سفر ترکیه... اصلا سفر با هواپیما... فرض کن می خوای چنین روزهایی رو برای همسر و خونواده رقم بزنی ... با این هدف آیا لازم نیست که پاشی به طرف زنگ بزنی که کارت رو زودتر انجام بده؟ لازم نیست که کارهای عقب افتاده رو زودتر رفت و ریس کنی؟ لازم نیست بی خیال اینکه فلانی چی بگه و چی نگه بشی؟ بلاخره عجله داری دیگه ... می خوای برسی و برات رسیدن بهش مهمه... این خودش هدف و انگیزه است...