ببین دیگه بهتره صریح باشی... می دونی هر چیزی مشکلات و زمان می بره باید سودی توش باشه... تکه ای از پازل باشه... از تجارب و کارهات استفاده ببره...
چقدر می خوای وقت بگذاری؟ به چه شکلی؟ ارزشش را حالا از بعد معنوی و یادگیری و علاقه و تحقیقاتی و استفاده از تجارب شخص مقابل و یا تجربه همکاری دور .... و ارزش مادی که با توجه به وضعت و کارهای دیگه منفعت می تونه بهم داشته باشه... چقدر از کارهای قبلیم استفاده می شه که نخوام دوباره کلی کار کنم و غیره و همین کار رو سر و سامون بدم... هم ابزارش رو و هم تکنیکهاش رو هم کلیش رو و هم اون بحث ترکیب پرامپتها که تو شکلهای خیلی متنوعی رو ترکیب کردی و آزمایش کردی... ابزارهای ویژوال... مشکل سنجش ... احتمالا باید بیشتر به سمت ریزنینگ حالا فرض کن در قالب همین روشها بره ... یعنی انگار خودش برای خودش جمله و پرامپت تولید می کنه
از طرفی من تجارب کار با پایتون دارم کار با پایتورک دارم کار با مدلها دارم... یک دیدی در مورد نحوه کارشون دارم دیدی در مورد نحوه عوض کردن و یادگیریشون دارم... خوب اینها خوبه...
باید حساب شده و پرکتیکال باشم... حالا درسته که نشد برم ولی خوب اینجا هم بچه ها در به در نشن ولی من بتونم روی پروژه های خوب و تحقیقاتی کار موثری و همکارانه ای هم داشته باشم خوبه... شاید نیاز به تیم باشه... شاید بشه اون پروژه بگیره و زمان بده و من خروجی بگیرم و فاند بگیرم که نسبت به کارهای دیگم با ارزش باشه... به هر حال فعلا در مرحله قسمت هم هستیم که با هم افتادیم و شاید به سمت خوبی جلو بره...
+ نوشته شده در دوشنبه سوم شهریور ۱۴۰۴ ساعت 10:29 توسط بینام
|