در مورد توجه به حال و زندگی در حال که حتی اساس مدیتیشن هست کتابها نوشته شده .... توجه و زندگی به حال می تونه یکی از راهبردهای تو هم باشه... یعنی تو چون تجربه های زیادی داری خیلی از قبل نمی خواد مشغول بعد بشی... خودت رو بسپری به حال... بدونی که حرف و صحبتها در حال ایجاد می شه و جریان پیدا می کنه... و از آنجا که خیلی وقتا باید اقدام کرد و در جریان کار قرار گرفت بسپر خودت رو به حال...
این حتی می تونه فلسفه زندگی باشه... چون ما که کار دیگری در مواجه با این همه شرایط خواسته و ناخواسته نداریم پس بسپریم به حال و در حال زندگی کنیم... و از حال لذت ببریم... کمتر مشغول باشیم و بیشتر در حال باشیم... سرعت عمل و تصمیم را هم بالا می بره... از کارها استقبال کنیم... در کارها به اینکه چقدر قراره طول بکشه و فلان فکر نکنیم بلکه فقط در مسیرش قرار بگیریم و در حالش قرار بگیریم...
حال به معنی عمل و آرامش است... قضیه بعدی هم اینه که در همون حال فکر کنیم که چه چیزهای اصلی باید گفته بشه و روی اونها در حال تمرکز کنیم... بله خوبه قبلش در موردش کمی فکر کنیم جایی که خیلی مهمه اما در خیلی از مواقع چون تجربه رو داریم برای اینکه زیادی معطل نشیم باید بسپریم به حال....
روی این قضیه کار و تمرین کن
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۴۰۳ ساعت 17:33 توسط بینام
|