مبارزه

برای منطقی بودن و کم کردن استرسها بهتره تمرین کنی... مثلا چرا فکر می کنم که حس و حال تو و یا اینکه مثلا از اول نگاه می کردی و یا در حالتهای افراطی کفشها چه جور باشه و یا دست به چی بگیری و غیره می تونه مثلا روی نتیجه بازی که ملیونها نفر دارن می بینند و دهها هزار کیلومتر اونورتر انجام می شه تاثیر بگذاره؟ قبول داری فکری یا وسواسی غیرمنطقی است؟ حداقل در مورد مثلا همین مسابقات تمرین که که واقع بین تر باشی... واقعیت اینه که اینها احتمالی است ... البته تیمهای قوی تر شانس پیروزی بیشتری دارند... اما لحظات هم اتفاقات تصادفی می افتد... پس ربطی نداره... باید بدونی هیچی نمی شه پیش بینی کرد و آماده هر دو وضعیت باشی... یا اگر بخوای منطقی باشی شانس تیم بهتر را بالاتر بدونی... دیگه تیم ما چه جور دست خیلی عوامل است که هیچکدوم دست تو نبوده...

والیبال ایران - بلغار

در بین صدها رشته ورزشی تنها ورزش تیمی که تا حدی به اندازه متوسط هستیم همین والیبال است که امروز هم راحت شکست خوردیم. پس از کلی سرمایه گذاری و با جمعیت ۹۰ ملیونی یک تیم متوسط هستیم که هیچگاه حتی در بین سه تیم هم نبودیم. با این حال کم جو گیر نشدیم. اما باید بدونیم به هر حال متوسط در دنیا هستیم. البته این که یک رشته ورزشی است... حالا فکر کن چه توهماتی در سیاست و اقتصاد و غیره داریم... همه کشورها در تلاش هستند و این حماقت است که فکر کنیم ما امتیاز ویژه ای داریم و بخواهیم ثروت کشور خود را صرف ماجراجویی و یاوه گویی کنیم... باید جایگاه خود رو بدونیم... ما مسئول اصلی کشور خودمون هستیم تازه اگر هنری داشته باشیم. امشب هم به شکل تحقیر آمیزی از یک کشور کوچک اروپایی سه بر صفر شکست خوردیم.. البته نه میشه گفت باید نا امید بشیم و نه مغرور... تیم مشکل داشت و ضعیف بود و پتانسیلش در همین حدهاست...

هر کس

هر کسی طبق شرایط خودش و افکار خودش حرفی می زنه... ولی کسی که سالها تجربه چیزی را داره می فهمه که چی می خواد... کسی که راههای مختلف رو رفته... حرفهای مختلف رو شنیده... پس انتظار نداشته باش حتی یک خارجی درد تو رو بفهمه... هر کسی ممکنه نظری یا فکری داشته باشه... اما تو در نظر و فکرت ثابت قدم باش... چون مشکلات را دیدی... یاوه گویی ها را شنیدی

مراقبت

هوش یعنی تعقل ... یعنی کنترل

یعنی عدم کمال طلبی ... یعنی درایت... یعنی لذت بردن... یعنی تحت تاثیر مکانیزمهای ذهنی نبودن... یعنی توان فهم اینکه بیان یک چیز آن را تبدیل به حقیقت تمی کنه... فهمیدن اینکه چی مهمه و چی نیست...