ببین تو باید تلاش کنی و جلو بری... هم در زمینه مادی و علمی و سایر زمینه‌ها بدون هیچ قضاوت و درگیری با خود... خیلی ها بودن حتی دو کلام زبون انگلیسی بلد نیستند ولی در پست و مقامهایی هستند با حقوق های آنچنانی... برخی در کار آزاد موفق بودن... برخی درآمدهایی دارن و خونه ساختند در حالیکه حتی مدرک دیپلمی هم ندارند... پس آدم ها و توانایی ها و فرصتهاشون متفاوت است... اینکه بخوای در همه زمینه ها فکر کنی باید سرآمد باشی و اگر نبود پس دیگه اعتماد نداشته باشی فکر کمال طلبی است... حتی در همین پروژه گرفتن ها خیلی هاشون اصلا شاید نه مدرکی دارند و نه مقاله ای... به هر حال تلاش و پیگیری و استمرار مهم است...

اما هر وقت که دیدی ذهنت می خواد با طرح برخی حرفهای کمالگرایانه بخواد تشکیک یا اضطراب و غیره وارد کنه باید بدونی که داری می افتی تویل تله ذهنی.... این یک سیگناله... فقط کافی است به این سیگنال واقف باشی... اصلا هوشمندی همینه که تابع ذهن کمال طلب نباشی و این خودش نوعی شفاف اندیشی و واقع گرایی است که ارزش زیادی داره بویژه در مدیریت... و در مدیریت خودت و زندگیت

غرض اینکه متوجه این سیگنال باش و هر وقت سیگنال اومد با یک نفس عمیق ازش رد شو و به کارت ادامه بده...