ایران
قدر کشورمون رو بدونیم....
از طرفی باز هم داشتن یک ایده اولوژی که مذهبی باشه خدا بنده ای باشه بهتر از ملی گرایی و مادی گرایی هست... ایده اولوژی که به جامعه خط بده هم خوبه... البته اجباری نباید باشه... فرهنگ سازی باید بشه و بعد خود مردم عقل دارند و نظر دارند و می شه به آراء اکثریت رجوع کرد و احترام گذاشت... ایران نیاز به دموکراسی داره و عدالت و قانون و در کنارش فرهنگسازی و حفظ برخی ارزش ها
بسه
هوا
بعضی وقتها خوبه که این حس رو دوباره و دوباره تجربه کنی
واقعیات
فشار کاری
چارتا مسئله بود ولی تا ساعت 4 شب طول کشید... حالا خوبه که تموم شدن
هر کاری شدنی هست
می خوام بگم که اگر مدیریت کنی، تجربه داشته باشی... هر کاری می شه کرد... هر کاری شروعی داره پس باید شروعش کنی... روندی داره... پس باید روندش رو دنبال کنی... و حتماً پایانی داره ... تا نوبت به کار بعدی در کنار یک تجربه و دانش کسب شده برسه
کار مفید
داشتم فکر می کردم یه مغازه دار که از صبح تا شب توی مغازه است و یا نونوا چه کار مفیدی می کنه؟ چقدر درآمد داره و یا چقدر به دانشش اضافه می شه... اما اینها مهم نیست... هر کسی در هر کاری و در اون لحظه که داره کار می کنه (حالا هر کاری) فکر می کنه مفید هست و همی حس مفید بودن و استفاده مفید از وقتش بهش حس خوبی می ده و همینکه حس خوبی داشته باشه کافیه... خیلی وقتها هم به خاطر یکی دیگه، بچه و زن از کارش لذت می بره.. مهم همون حس هست
به خاطر خونواده
آمادگی امتحان
یک نکته در هنگام آمادگی امتحان اینه که همزمان که می خونی سوالات ممکن رو تصور کنی هم با عنوان هم با جواب... مثلاً اگر بیشتر به عنوان روش شانون به عنوان یک سوال دقت کرده بودی الان نوشته بودیش....
پس باید به سوالهای ممکن دقت کنی و روشون ایده و تمرین داشته باشی... جمع آوری ایده درست هم مهم هست
تسلط
بی خیالی و واقعیات
آمادگی امتحان
راحتی وبلاگ خصوصی
تداوم یادگیری
آرامش
ساده سازی
در زمینه تفکر، سادش کنی و قبولش کنی... شاید جزئیاتش رو ندونی ولی کلیاتش رو میشه به عنوان یک واقعیت دید و قبول کرد به همین سادگی... زیادی باش ور نری، تحریف، تکذیبش، تغییرش نکنی/ندی.... ساده قبولش کنی و شاید ازش رد شی
تاثیر برخورد
بعداً هم می شه
اندیشیدن به لحظه
قولنج
اثر داروها باید این باشه که این اضطراب کلی رو کم کنند، اضطراب و تپش و تفکری که برای هر مسئله کوچیک و بزرگ ایجاد میشه... هدف بی خیالی هست... هدف اینه که کمتر برات مهم باشه، کمتر فکرش رو بکنی، کمتر توش غرق بشی و در نتیجه آزادتر و رهاتر باشی... ایده آلها و آرزوها و هواها رو بزاری کنار و فارغ بشی از خوب و بد... جوری که راحت تر زندگی کنی...
معنی
اهمیت
خوب که فکر کنی همیشه می بینی چیزهایی زیادی اهمیتی ندارند... رنگ پوست و مو نژاد چه اهمیتی داره! ... پشت چیزهای بی اهمیت هیچی نیست... جنجال بر سر هیچی هست.... باید برای هر چیزی نتایج قابل درکی وجود داشته باشه...
فکر و وسوسه
بی طرفی
هم از سوسول های بی درد خوشم نمی اومد هم از افراطی های خشک مذهب
هم از ژست اسرائیل و نتانیاهو و آمریکا خوشم نمی اومد و هم از حرفهای برخی مسئولین مملکتی...
هر پستی رو می خوندم ،مشکلی داشت، یا از این ور بوم و یا از اون ور بوم....
نتیجه اینه که وقتی خودت می نویسی هر دو حالت رو در نظر بگیر، آیا داری حق رو می دی به اونهایی که مغرورانه هر کاری خواستند توی کشورهای دیگه کردن و حالا باز یک کشور دیگه رو محکوم می کنند و یا داری حق رو می دی به کسایی که به جای اینکه روی مسائل و مشکلات داخلیشون متمرکز بشن رفتن این ور و اون ور پول بیت المال رو خرج ایده ائولوژیهاشون می کنند.... اگر بتونی جوری بنویسی که از زبون هیچ کدوم از اینها نباشه مطلب خوبی خواهد شد...
لذت از یادگیری
این یک روش خوب نه تنها برای تو بلکه برای خیلی از محققین، دانش آموزان و دانشجویانی هست که قراره از علمشون بهره ای ببرند و هم عملی داشته باشند هم اون رو بتونند به کار بگیرند و به دیگران منتقل کنند.
از الان و هر روز
این برای هر کاری هست.... باید همیشه برای کارهایی که ممکنه اهداف ماهانه و سالانه تو باشند هر روز وقت بگذاری.... اصلاً کار روزانه تو باید این باشه که برگردی سر کارت، درست، تحقیقاتت و آماده شدنت برای یک درس و کار و امتحان و پژوهش.... هر روز و خیلی جلوتر باید روشون وقت بگذاری... این وسط کلی کار دیگه هم پیش میاد و باید پیش بینی اونها رو هم بکنی
اینجوری کارهات بدون ایجاد فشار کم کم جلو می رن و راحت تر انجام می شن... فقط همیشه در حال انجامشون باش.... برنامت پر می شه.... الان می تونستی هر روز عید یک ویدئو نگاه کنی.... باید ورزش و استراحت که هر روز بکنی، پس می بینی همین کارها وقتت رو پر می کنند
بزارش بعداً
تغییر برای چی
نیازی به تغییر و آمادگی و چرت و پرت نیست... با همین احساسات... فقط برو و انجامش بده... تکلیفت رو به موقع انجام بده... سر کلاست به موقع برو.... درست رو سر کلاس گوش کن... یادداشت بردار... تحقیقت رو بکن... تفکرت رو بکن... به فکر مسائل زندگیت باش.... احساساتت رو سرو سامون بده... بدون اینکه نیاز به تغییر آنچنانی باشه...
و به خودت مطمئن باش که داری کار درست رو انجام می دی...
چه آدمهایی که ادعای ریاست مردی و غیره داشتند ولی برخی تفکرتاشون از یک مرغ کمتر هست... پس بچه یا بزرگ بودن به ژست گرفتن نیست، به داشتن ذهنی هست که در مواقع تصمیم بهت بهترین کمک رو بکنه
کشور
دوست دارم باور کنیم که نقشی در دنیا داریم... طرفدار صلح هستیم... به امید پیشرفت و روزهای بهتر هستیم...اما وقتی این صحنه های ظلم و بی مبالاتی آشکار رو می بینم، می گم این همه احساسات، این همه شور و چوش زدن برای چی؟
توی سایت کورا گفتم که میام از چشم یک ناظر بیرونی خوب و بدش رو می نویسم... و خوبها شاید به نظرم بیشتر می اومد... الان می گم حتی به عنوان یک دوستدار کشور باید انتقاد سازنده بکنم.. باید کم و کاستی ها رو بگم به امید اینکه اصلاح بشن... باید بگم که حقوق مردم به چه دلایلی ضایع شد... و واقعاً هیچ چیز بدتر از ظلم و ضایع کردن حق یک شخص نیست...و خیلی وقتها این اتفاق در اثر بی قانونی، قانونهای من در آوردی، نادیده گرفتن حقوق اولیه انسانی شکل می گیره... و دین و تعصبات دینی این ظلم رو بدتر می کنه
به قول یارو فلسطینی دین بدون انسانیت معنی نداره
به خودم می گم که چی... آدمهای خودخواهی که اینجوری حق تو خیلی های دیگه رو می خورن آیا جای تعریف و تمجید و دفاع دارند؟.... بعدش می گم از ماست که برماست... اینها همین خود ما هستیم... اگر به شکل جمعی به یک ایده آل های مشترک برسیم شاید از شر این مسائل خلاص بشیم... اما باز این رای اکثریت نیست که حاکمه...