هنر

هرچند ما به عنوان انسان نیاز به اعتماد به نفس و خوشبینی نسبت به مسائل داریم. خوشبینی باعث ایجاد انگیزه و حرکت در ما می شه و نگرانی و اضطراب باعث ایجاد اضطراب و وسواس می شه...

اما رهایی از این احساسات و حفظ اعتماد به نفس و واقع بینی و پیشبرد یک کار خودش یکی از مهمترین هنرهایی است که یک انسان می تونه بدست بیاره... پس مقابل به هر چیزی که مانع این قضیه میشه خودش ارزشمند است.

مگه

مگه نمی گفتی که دوست داشتی مثل این همه محقق و پژوهشگر بشی... این همه دکتری گرفتند مقاله دادند تو هم می خوای چارتا مقاله درست بدی و یه چیزی خودت یاد بگیری... دیگه ناراحتی معنی نداره... مگه اونهایی که توی کشورهای دیگه هستند از بدو تولد این چیزها رو یادگرفتند و بلدند؟ خوب اونها هم وقت گذاشتند و یاد گرفتند. تو هم همون وقت رو گذاشتی و یاد گرفتی... نون و آبت هم تامین بوده... بچه دار هم شدی... دیگه کوتاهی نکردی... الان هم که بارون میاد.... یک طبیعت زیبا... یک آسمون صاف... مملکتی که از آن خودت می دونی... زبونی که باش آشنایی ... پس دیگه چته!!!

دنیا رو هم نمی شه کاریش کرد... حالا یا خدایی هست یا نیست زندگی و زمان دنیا همین بوده...

اعتماد

کی اعتماد به نفس داره... شاید ما دیگران رو بیش از اونچیزی که هستند برانداز می کنیم. جوونهای سی و چهل ساله ای می بینم که حتی ازدواج نکردند در حالیکه سی سال پیش آدما توی این سنها هفت هشت تا بچه داشتند خان بودن شاه بودن... بگذریم... شرایط فرق می کنه ولی خوب حتی همین پست و مقام ها هم نشونه بلوغ نیست... الان طرف رییس جمهور است ولی باز هم مضحکه است. برخی حرفها و صحبتهاش خام و مسخره است.. حتی یک شخص هشتاد ساله که کلی هم بزرگش کردند نمی فهمه که در یک سخنرانی چه جوری حرف بزنه و چی بگه تا اینکه مردم ادبش کردند... پس زیادی ایده آل گرا نشو... خیلی ها نمی دونند ... هشتاد نود درصد آدمهای معمولی و عامه هستند... هرچند همین عوام بعضی وقتها کلیت قضیه رو بهتر از خیلی خواص می فهمند. من بحثم سر چیز دیگری است.

اینکه به خودت اعتماد به نفس داشته باشی.... اعتماد به نفس حاصل تلقین مثبت خود و دیگران است. اینکه شاید روز اول با تردید کاری کردی ولی همه گفتند به به آفرین... بعد حتی گفتند تو اینکاره ای و همینطور خودت هم با اطمینان و اعتماد دفعات بعد انجامش دادی... مثلا من توی برنامه نویسی به کی اعتماد به نفس رسیدم... توی درس دادن همینطور...

حالا که حاصل تلقین است پس چرا با تلقین مثبت این حس رو برای خودم ایجاد نکنم؟ و چرا با تلقین منفی خرابش کنم... وقتی توی همه به همین شکل است. یارو اسمش شده فرمانده و هی زیرش رو بالا دادند و اون هم الان کلی اعتماد به نفس پیدا کرده... ولی ممکنه سواد و درک اونچنانی هم در باقی مسائل نداشته باشه... حالا که اینقدر مفت ملت این حس رو می گیرند دیگه چرا ما به خودمون سخت بگیریم. مگه ما از کی کمتریم. سواد عقل درک همه چیز بالا ... تیپ قیافه سلامتی... خدایا شکرت... پس دیگه زیادی کمال گرا نباشیم.... راضی باشیم... زندگی همینه...

صحبت

حرف برای گفتن زیاد است. انتقاد زیاد است. کل سیستم مورد نقد است. می شه حتی جواب خرافات افراد و یا تناقضات فکری و رفتاریشون رو داد ولی اگر جامعه آزاد و سیستم درست بود کاری به کارشون نداشتیم. لجبازی که نداریم. هر کسی می خواد بفهمه می فهمه و کسی هم که می خواد کلش رو بکنه توی برف می کنه... اون مهم نبود. نمی شه روز و شب با یک سری خشک مغز سرو کله زد و ایراداتشون رو درست کرد. گور پدرشون.

مهم الان سر سیستم، مردمسالاری و عدالت برای همه است. اینکه مردم بتونند مشکلات رو بگن ... تمرکز روی حل مشکلات باشه... بتونن نمایندگانی که به فکر حل مشکلات هستند رو انتخاب کنند. وقتی برای شعارهای پوچ نیست. باید چیزی تابو نباشه... باید همه چیز قابل بحث باشه... مسائل نباید قاطی بشه... اقتصاد و سیاست باید مسئول خودش رو داشته باشه... فرهنگ هم یک موضوع اجتماعی و تاریخی است.

آموزش

باید به مردم یاد داد قبل از اینکه بخوان با شعارهای عوامفریبانه فریبشون بدن، اول به فکر مصلحت و زندگی خود باشند.... مسلما کسانی که طعم فقر و بی عدالتی را چشیدن باید اندکی هم به منشا آن فکر کنند. به اینکه چرا با این همه ثروت و ادعای آخوندها مردم فقیر هستند و برنامه ای برای زندگی بهتر ایرانیان نیست. برای چه سرمایه ملت باید خرج امیال عده ای خاص شود. این یعنی بی عدالتی...

اشخاصی که دم از اسلام می زنند ولی حتی از پارتی بازی و حقوق سی ملیونی برای دختر یک مسئول دفاع می کنند در حالیکه استادان و معلمین با کلی سابقه و تحصیلات حقوقشان به ده دوازده ملیون نمی رسد. اینها بی عدالتی است.

وقتی که طعم بی عدالتی و فقر را برای خود و دیگران چشیندن آنموقع گوش و چشمشان باز می شود که مانند گوسفند هر شعاری که گفتند را تکرار نکنند و کمی هم به فکر حق و حقوق خود و سایر افراد جامعه باشند... بله این اتفاق باید بیافتد تا افراد یاد بگیریند به جای مرگ به این و اون گفتن بیان ببیند که اداره مملکت چطوری انجام میشه... آیا دموکراسی و آزادی و عدالتی که گفته می شود وجود دارد یا تنها شعارهایی برای مردم است...

دشمن

نظر کاربر به پست قبلی (مطالعه شود)

سلام و عرض ادب
سبک نگارش شما، بسیار آشناست.
کسی را می شناسم که سبکش با شما مو نمی زند!
برادر عزیزم، دنیال واقعیت هستی یا فقط می خواهی شعار بدهی؟!
سفسطه و مغالطه، شاید روی کاغذ شما را به مرادتان برساند، واقعیت میدان را عوض نمی کند.
معروف است که فیلسوفی بر لب حوض مدرسه ای، به شاگردانش اثبات کرد که حوض خالیست! وقتی همه پذیرفتند، از آب حوض بر همه پاشید و...
شما از یک سو اثبات می کنی حکومت جور و جهل و ددمنش ج.ا!! مطلوب روس و چین و آمریکا و...است و به همه باج می دهد! اما همزمان می بینیم بلوک غرب، چه تلاش سختی می کنند تا چهره منافقین خلق خائن را تطهیر کرده و...
پس چه مرگشان است؟!

پاسخ)

سلام. دوست دارم بدونم اون فرد چه کسی است که سبک من شبیه اون است.

اتفاقا این تمثیل جواب مغالطه های رژیم و طرفدارانش است. آب حوض قیمت دلار است. آب حوض قیمت یک ماشین معمولی است که الان از ۵۰۰ ملیون رد کرده... و مردمی هستند که هر روز دارن میرن زیر خط فقر ... حالا هی شما بگو مشکلی نیست. هی بگو مرگ بر انگلیس.. هی بگو کار انگلیس و فرانسه و غیره است...

دارم می گم با وجود این همه مشکلات صحبت از دشمن تنها یک انحراف ذهنی است. آیا اگر شما گرسنه باشید غذا می خورید و یا می گید چون فلانی می گه بخور یا نخور تصمیم می گیری؟ شما نیازها و مشکلات کشور رو نمی بینی؟ گفتم که اصلا مرگ بر آمریکا مرگ بر انگلیس... الان همه مشکلات حل شد؟ دیگه مشکلی نیست؟

باید دید مشکل چیست و راه حل چیست. باید دید چه کسانی همسو با راه حل هستند و چه کسانی مانع راه حل هستند. بقیه مسائل انحرافی است. الان کدوم یک از مخالفان رژیم طرفدار منافقین هستند؟ الان مشکل شد منافقین؟! الله اکبر.

کلی نوشتم که تحجر و سیستم غیرشفاف عامل این هم فساد است. مگه شما دم از مردم نمی زنید؟ پس چرا به حرف مردم گوش نمی کنید؟ مگه همین مردم جنگ نکردند؟ و یا انتظار ندارید که مقابل دشمنی که می گید بایستند؟ نکنه فکر کردی یک اقلیت کفایت می کنه... اگر از مردم حرف می زنید پس باید حکومت مال مردم باشه... برای چی اسم جمهوری رو یدک می کشید؟ چندتا رفراندوم برگزار شده. چندتا انتخابات آزاد... چندتا حزب قوی و فعال؟ همه چیز افتاده دست یک سری تندروی خشک مغز... اینقدر زور زدن حتی لاریجانی رو حذف کردن که یک آدم شش کلاسه بیاد بالا... این شد انتخابات؟ از آزادی رسانه و آزادی بیان چی می دونید؟ از معایب قاطی کردن دین و سیاست چی میدونید؟ ... دینی که قاطی سیاست بشه دیگه دین نیست میشه یک ابزار در درست یک سری آدم خاص و ریاکار .... دینتون ابزار شده خوشحالی؟ آخه شما اصلا معلوم هست چی می خواهید توی این دنیا... نه دین... نه اقتصاد... نه هیچی...

بگذریم.... من خطابم به فرد خاصی نیست... شماید همفکران من ده نفرند و شاید ۸۰ ملیون. نمی دونم... ولی نمی تونم چیزی که عقلم بهش حکم می کنه رو نگم... با کسی دشمنی ندارم. اگر مردم همه بخوان باید وضع خودشون رو درست کنند. من فقط سعی می کنم نظراتی بگم که می تونه راهنما باشه... شما هم اگر خیلی راضی هستی راضی بمون... باز هم پست قبلی رو با دقت بیشتر بخونید

ببخشید کمی تند شدم.

ممنون

دشمن

کلا یکی از روش های منحرف کردن اذهان یک جامعه از مشکلات داخلی تاکید بر دشمن خارجی است. در حالیکه دشمن واقعی در داخل مرزهاست. دشمنی که باعث این وضع فقر شده و آن هم جهالت، ریاکاری و تحجر است.

بنده هم یک زمانی خیلی به آمریکا و غیره بدبین بودم. اولا فهمیدم اونقدری که تبلیغ می شود کسی به یک کشور خاص اهمیت آنچنانی نمی دهد. صدها کشور هستند که پیشرفت کردند بدون اینکه کسی را دشمن بدانند. حتی همین کشورهای عربی که می گن گاو شیرده هستند پیشرفت زیادی داشته اند. کلا کشورها به دنبال منافع هستند و این منافع همیشه به معنی از بین بردن بقیه کشورها نیست. حتی اگر بدبین باشیم می شه تصور کرد که نظام فعلی که باعث این عقب ماندگی شده نقشه دشمن بوده.

اما به هر حال از خودم سوال کردم من دارم از چی دفاع می کنم؟ من دوست داردم توی زندگی خودم چی ببینم؟ آیا دوست دارم همین وضعی که هست ادامه داشته باشه و فقط دلم خوش باشه که یک مرگ بر آمریکایی بگم؟ آیا این صحبت دردی به دوای من است؟ ملت سیر می شوند؟

ایا این وضع وضع مطلوب من است؟ جرا جلوی نقدها گرفته میشه؟ چه کسی جلوی نقدها رو می گیره؟‌ با چه ترفندی این کار را می کنند؟ مگه همین رهبر همه معترضین را به دشمن ربط نداد؟ نقد خود اولین قدم برای پیشرفت است. مشکلات ما هزاران بار بیشتر از این است که بخواهیم قبل از اصلاح مشکلاتمان حتی فکر دشمن خارجی را بکنیم. ژاپن هم زمانی با آمریکا در جنگ بود اما بعد متوجه شد اگر جنگی هم باشه عرصه واقعی آن اقتصاد است.

بله برای دفاع از کشور باید اماده باشیم اما پیش از آن و بیش از آن دشمن دشمن کردن تنها ابزاری در دست دشمنان داخلی است.

همه

همه آدمها بی عیب و نقض نیستند... اتفاقا ما توی این سیستمی که می خواهیم بسازیم قرار نیست کسی رو مقدس و معصوم کنیم. ایده ما ایده برتری است و هدفش مردم و عدالت است و مبارزه با مظاهری است که ملت رو به اینجا رسونده... فرهنگ مقدس سازی، شخص پرستی و از خودبیگانگی (از خود فردی شخص). ما به دنبال شخص نیستیم بلکه به قدرت مردم ایمان داریم.... اگر برای خوشامد و یا بدآمد کسی داری مبارزه می کنی نکن... هدف ما اینه که به ملت بفهمونیم دنبال قهرمان نباشند و خودشون قهرمانند. به خودشون احترام بگذارند. به عقلشون. نزارن به شعورشون توهین بشه...

وقتی هدف این است باید بتونیم با آدمهایی که شاید صددرصد با ما یک رای نباشند اما هدف اونها هم رسیدن به همچین جامعه است همکاری کنیم و متحد... اتفاقا اتحاد ما دنبال خودی و غیرخودی و فریب افراد نیست... به هر حال برای رهایی از این وضعیت باید بتونیم روی هدف اصلی متمرکز بشیم و حاشیه رو کنار بگذاریم و متحد جلو بریم.

شخص

اکثر افرادی که مخالف وضع موجود هستند دارای فکر بهتر و منطقی تری هستند. از طرفی طرفداران دارای منطق پایین تری هستند... به همین خاطر طرفداران ج.ا کمتر هستند. آخه کدوم آدم عاقلی با این وضع تورم و اقتصادی به ضرر خودش راضی است مگر اینکه شخص پرست و عقده ای باشه... به قول علی کریمی من یک آدم حسابی در طرفدارها ندیدم....

اتفاقا توی این نظامها اشخاص و چهره ها رو خیلی بولد می کنند. در حالیکه اتفاقا مردم ضد این چهره سازی و مقدس سازی هستند... مردم به دنبال فرد پاسخگو می گردند... یک سری اشخاص الکی رو بزرگ می کنند و یا رفتارشون تظاهر است... بگذریم... می خوام بگم در دموکراسی فرد و چهره مهم نیست بلکه این کلیت مردم است که مهمند... در اون صورت هزاران چهره فرهنگی و ورزشی و سیاسی و با ادعای کمتر شکل می گیره...

راه و روش برای مردم روشنتر شده...

پوینت

وقتی دو نفر منصفانه و نقادانه و برای یادگیری با هم بحث می کنند سعی می کنند نکته های صحبت هم رو بفهمند و در راستای اون نکته ها نکته ای بگن... اما بعضی وقتها می بینی بخشی از حرفهای شخص نکته خاصی نداره... واکنشی است و یا چرت و پرت است و یا بی مبنا است و یا از سر کل کل کردن و لجبازی است. در واقع نکته منصفانه که به نفع عموم باشه توش نیست بلکه توجیه و چرت و پرت است... در مقابل این صحبتها راحتی می شه رد شد... یعنی چیزی نگفت... رد شد... چون وقتی برای چرت و پرت گویی نیست... این صحبتها برای دو طرف تحریک آمیز و موجب بگو مگو می شه...

نهایتش همون نکات و جمع بندی که به ذهن خودت از این رفتار میاد حتی بدون در نظر گرفتن طرف مقابل و باز برای جمع بندی نکات خودت می تونی مطلبی رو در پاسخ توییت کنی...

اما بهترین کار برای چرت و پرت که اتفاقا زیاد هم دیده می شه عبور است تا رسیدن به نکات قابل بحث.

محمد مرادی

محمد مرادی دانشجوی تاریخ در فرانسه خودش را به رودخانه انداخت تا توجه جهانی را به نقض حقوق بشر در ایران جلب کند.

از دیشب تحت تاثیر این حرکت قرار گرفتم. کسی که زندگی خوبی داشت و در یک کشور مدرن می تونست بدون دغدغه کشورش زندگی کنه میاد از جونش می گذره... نمی خوام کارش رو قضاوت یا رد و یا تایید کنم. مطمئن هستم برای خودش هم تصمیم بسیار سختی بوده... گذشتن از جان کار راحتی نیست. اینکه اشتباه کرد یا نه هم مسئله نیست. به هر حال این اتفاق غم انگیز افتاد... می خوام فقط کمکش کنم. می خوام به محمد کمک کنم همونطور که هدفش بود شنیده بشه... حداقلش این است که ملیونها نفر آدم جدی تر در مورد خواست و هدف ملت فکر کنند. این شوخی نیست. ظلم و ستمی که به این مردم در لوای دین و بی کفایتی می شه چیز کمی نیست... ای انسان آزاده بیا رها شو... بیا درست فکر کن... این هم یک ظلم است. در مقابل ظلم ساکت نشین... مردی جونش را خودخواسته از دست داد تا دقیقه ای به فکر فرو بریم.

کسی که به مردم باور ندارد به خدا هم باور ندارد.

مگه ما همونهایی نیستیم که حسین فهمیده رو بزرگ می کنیم. مگه ما همونهایی نیستیم که وقتی کلمه شهید میاد سکوت و تامل می کنیم. اما بعد از سال ۶۱ که خرمشهر آزاد شد ادامه جنگ ضرورتی نداشت. ما متجاوزگر نبودیم و ادامه جنگ نه به نفع کشور خودمون بود و نه منطقه... یاد شهدا گرامی باد.

اما اینجا مردی تحصیلکرده با درک مشکلات مردم و کشورش از جون خودش می گذره، بی انصافیم کارش رو کمتر از شهدا بدونیم.

روحش شاد

شایستگان

کسانی که پخته هستند و کسانی که صاحب فکر و اندیشه هستند جوری حرف می زنند و جوری استدلال می کنند که آدم جذب حرفهاشون میشه... برعکس کسانی که بی مایه و احمق باشند معمولا رو به حرفهای کلیشه ای و شعاری میارن... حرفهاشون حاصل فکر و تجربه نیست... مثل برخی از همین حرفهایی ریسی

از طرفی اشخاص باید قدر نعمت سواد و قدرت تحلیل و استدلال رو بدونند... باید اعتماد به نفسشون رو ببرند بالا... باید بدونند که این آدمهای فرصت طلب و کم مایه توان تحلیل و حرف زدن ندارند... نباید بهشون اجازه داد که با جاه طلبی برن بالا... نباید فکر کرد که چیزی بارشون هست... چه آدمهایی به ظاهر بالغ و ریش و پشم داری دور بر ما هست که واقعا قدرت تحلیل ندارند... یعنی این خیلی شایع است... انسانها خیلی هاشون عوام هستند..

اما تویی که صاحب دانش و دارای قدرت تحلیل هستی، قدر خودت رو بدون... اگر ماها جاه طلب تر بودیم و اجازه نمی دادیم خر و گوسفندها به جایگاه برسند و یا بی سوادترین ها برن رشته انسانی و یا آخوندها رو باد نمی کردیم الان وضع مملکت این نبود... یکی مستعان رو می کنه، یکی میگه با ده ملیون ماشینها رو آبسوز می کنیم... و هزاران حرفهای چرند... یکی هاله نور می بینه و یکی خواب امام زمان

درستش می کنیم.

تورم

تورم افسار گسیخته و کسی هم به فکرش نیست.... چطوری مردم تحمل کنند.

آزادی

نظر خوانندگان:

. سلام گرامی . .
.
. سخنان کُهرباز آرتیمس زمان ( سیمین بهبهانی ) را بشنویم
.
. آزادی تنها این نیست که بانوان هموطن خرمن گیسو در باد افشان ﮐﻨﻨﺪ؛
. آزادی تنها این نیست که تو با جفت خود در خیابان آزادانه قدم بزني،
. آزادی تنها این نیست که تو نیمه شب مست در کنار زاينده رود غزل بخواني،
. آزادی تنها این نیست که بانوان پوست تن را بی‌ هیچ حجابی به بوسه‌ آفتاب
. کنار دریای خزر و خلیج پارس بسپارند،
. آزادی تنها این نیست که پسركى لب دخترکی را از سر شوق ناگهان
. در پیش چشم مردم ببوسد
................/ اینها ابتدائی‌ترین حقوق انسانی‌ است /........................

. آزادی این است که نه تو به نیمه عریان بودن ديگرى کار داشته باشی‌
. نه او بحجاب تو،
. آزادی این است که نه من به میگساری تو کار داشته باشم‌
. نه تو به نماز شب من،
. آزادی این است که نه تو به بی‌ خدایی من کار داشته باشی‌
. نه من به خدا داری تو،
. آزادی این است که نه، تو به زور در پی‌ نوشاندن شربت کوثر به من باشی،‌
. و نه من به زور در پی‌ بخشیدن لذت شراب به تو
. آزادی این است که نه دین تو بر من حکم براند نه من تو را بی‌ دین بخواهم،
. آزادی این است که نه تو مرا با بی‌ دینی من تکفیر کنی،‌
. و نه من تو را با دین تو تحقیر
. . . .

همه

هدف بنده یک جامعه شفاف است. یک سیستم شفاف و بر پایه قانون. دموکراسی و احزاب پاسخگو.... مشکل سیستمهای غیردموکراتیک مثل ایران عدم پاسخگویی و عدم مشخص بودن پاسخگو است.

واقعیتش هرچقدر هم مردم خوب باشند نمی شه از افراد انتظار عدالت داشت. هر کسی به دنبال پست و پول است. سیستم باید درست باشد. این مشکلات در جوامع پیشرفته سالهاست که حل شده... بحث های فردی و آزادی های اجتماعی و مذهبی را قاطی سیاست و اقتصاد نمی کنند. یکی از سبز خوشش میاد یکی از آبی خوب که چی؟ دسترسی به محتوای انواع رسانه وجود داره و هرکسی دنبال هر اعتقادی هست باشه...

این انقلاب و جمهوری سکولار انقلاب شخص بنده نیست که بخواهم حرصش رو بزنم و با کس دیگری کل کل کنم... این یک مسئولیت برای من است که روشنگری کنم. اما همه افراد این جامعه حق انتخاب دارند. آیا می خواهند با همین اقتصاد فلج و سیستم غیر شفاف و یا از سر لجبازی با هموطنان خود ادامه دهند و یا اینکه کمی تعقل کنند و برای فردای بهتر و آزادتر برای همه تلاش کنند؟

دین و حجاب شما زمانی ارزش داره که بتونی فردی که آزاد است را دعوت کنی. زمانی که حجاب شما واقعا از سر اعتقاد باشد. پس در اون جامعه دین اگر ارزشی داشته باشه ارزشش رو بهتر نشون میده... هر چند نشون هم نداد باز انتخاب مردم است.مهم آزادی بیان و فکر است. اینکه به افراد اجازه تفکر و انتخاب داده شود.

ملاها

نظر خوانندگان:

با سلامی اهورایی . .
.
. اندکی منطقی بیاندیشیم . . که آخوندها چه می کنند و چه می گویند
.
. ملا ها در هر دینی که باشند ابتدا دنیای مردم را جهنم میکنند و
. سپس وعده ی بهشت را به همان مردم می فروشند.
. هیچ تجارتی پر سود تر از این نیست که کالایی خیالی را به مردم
. بفروشی که زمان تحویل آن پس از مرگ مشتری است!!!!

. در هرکجای دنیا که باشید میتوانید با مقایسه دست های روحانیون و کارگران
. به راحتی متوجه شوید که بار دنیا برای چه کسی و یار دنیا چه کسی است!!!!

. روحانیون مستقیما خون مردم را در طول تاریخ مکیده اند اما هنگام پاسخگویی
. خود را کنار کشیده و خدا را در برابر شما قرار میدهند!!!!

. آنها میتوانند نگاه کردن را حرام کنند و خون مردم را حلال و هدر اعلام کنند!!!!
. میتوانند به جای خدا نشسته و احکام متناقض اعلام کنند و
. کسی هم نمیتواند علت ان را جویا شود!!!!

. می توانند جنگ را ممنوع اعلام کنند اما عده ای را برای جنگ بفرستند، میتوانند
. مذاکره را ممنوع کنند اما پر ترافیک ترین پایتخت جهان برای مذاکرات پشت پرده را
. داشته باشند!
. می توانند کشوری را نابود کنند و بعد بگویند شرایط بسیار خوب است!!!!!!!!!!!


. ملاها میتوانند یک شاعر را به خاطر شعر خوانی زندانی کنند
. می توانند یک قاری را به خاطر بچه بازی، آزاد بگذارند
. میتوانند از حرم سوریه دفاع کنند
. میتوانند در حرم مشهد بمب بگذارند
. میتوانند دختری را بخاطر
. چند تار مو از تاکسی بیرون بیندازند.
. میتوانند در ثروتمند ترین کشور جهان مردم را گرسنه نگه دارند
. میتوانند همزمان که رودخانه ها و دریاچه ها را خشک میکنند
. جنگل ها و کوهها را بخورند!
. میتوانند شریک دزد و رفیق قافله باشند

. میتوانند در قم درس بدهند و در لواسان ویلا داشته باشند

. میتوانند مردم را برای شفا به مشهد بفرستند و خود به المان و انگلیس بروند.

. میتوانند همزمان علیه همه دنیا شعار بدهند در حالی که هم شتیل روس را میدهند
. هم انگلیس را و هم امریکا و ... را. . .

. میتوانند خیک روغنی را به فضله موشی حرام اعلام کنند و
. چنبره زدن روی بیت المال به اسم موسسات فرهنگی، حلال!
موجودات عجیبی هستند، یک باگ در افرینش، یک اشتباه نابخشودنی هستند
........

اسرائیل و ایران

نظر خوانندگان

http://hotel121.blogfa.com/

. سلام گرامی . .
.
. بی تردید وبگاه شما خوانندگان خاموش بسیار دارد که
. بی هیچ رد پایی می گذرند !!!
. برای آنان و برای هر ایران غیور و وطنپرست می نویسم
.
. اسرائیل در خواب هم نمی‌دید بتواند به کشورهای عرب نزدیک شود.
. اسرائیلی که چند دهه با پشتیبانی آمریکا کشورهای عرب را تحقیر کرده و
. شکست داده بود. نسل جوان عرب‌ها باید با کینۀ اسرائیل در دل بزرگ می‌شدند،
. اما امروز اسرائیل یکی یکی کشورهای عرب را به صف متحدان خود اضافه می‌کند. . . حتی عربستان، قدرت محوری کشورهای عربی، فقط از سر رودربایستی و
. ظاهرسازی هنوز روابطش را با اسرائیل عادی‌سازی نکرده و هر نظاره‌گر هوشیاری .
. می‌فهمد عربستان و اسرائیل در خفا روابط خوبی دارند. اگر چنین ایرانی وجود
. نداشت، اسرائیل در خواب هم نمی‌دید، بتواند با راهبردی‌ترین دشمنانش همپیمان
. شود! اصلاً در غیاب چنین ایرانی، اسرائیل چگونه توجهات را از عملکرد خود منحرف
. سازد و به هر بهانه‌ای مظلوم‌نمایی کند؟ تاریخ صهیونیسم را بخوانید تا بفهمید چرا
. یهودیان به دشمن نیاز دارند. اصلاً کشف صهیونیسم همین بود که فهمید هویت
. یهودی برای حفظ خود به دشمن نیاز دارد.
....
و اما باز هم از این ایران آخوندها برایتان خواهم نوشت . .
.
. با امید به پیروزی قیام شکوه مند ایرانیان . .

اگر

اگر دین می خواهید جمهوری سکولار جواب است.

اگر دنبال قانون و شایسته سالاری هستید جمهوری سکولار جواب است.

اگر دنبال اقتصاد و رابطه با دنیا هستید جمهوری سکولار جواب است.

اگر دنبال حاکمیت عقل و منطق و عقل جمعی هستید جمهوری سکولار جواب است.

فردای انقلاب

بهتر است هدف را گم نکنیم. هدف ما جمهوری سکولار است. و در واقع مانع اصلی آن آخوند و جیره خور و مافیای نظامی است. همینطور بخشی از مردم سنتی که توان هضم مسائل را ندارند و فکر می کنند جمهوری سکولار با دین مشکل دارد. البته اینها در اقلیت هستند و بلاخره به خاطر اوضاع بد اقتصادی هم که شده شاید مجبور شوند که مغز خود را بکار گیرند.

اگر در داخل توافق برای عبور از جمهوری اسلامی به سمت جمهوری سکولار رخ می داد بدون هیچ مشکلی این اتفاق انجام می شد. نهادهای رهبری و شورای نگهبان حذف می شد و قانون اساسی به قانون جمهوریت تغییر می یافت. بودجه به نفع شایسته سالاری و عمران کشور تغییر میافت. با اسرائیل، عربستان روابط عادی سازی می شد و دست از اهداف و ماجراجویی پوچ در منطقه برداشته می شد. کشور به یک قطب گردشگری دنیا تبدیل می شد. توان صادرات به کلیه کشورها میسر می شد... پول ملی ارزش پیدا می کرد. دیپلماسی بر اساس منافع ملی شکل می گرفت. نیروهای نظامی یکدست و در جهت دفاع از کشور سازماندهی می شد. پیشرفتها به همه عرصه ها گسترش می یافت... هوای آزادی در کشور پخش می شد. فرهنگ مردم ارتقا پیدا می کرد. رسانه ها مستقل و آزاد می شدند. شعور و درک به کلیه مردم تزریق می شد. رنسانسی در منطقه ایجاد می شد. رنسانسی به پرچمداری ایران بزرگ.

پس بهتر است همیشه خط خود را بدانیم و اسیر چرت و پرت گویی هایی که هدفشان حفظ دیکتاتوری است و مردم را یا می کشند یا سرکوب می کنند و یا بهیوده می ترسانند و فریب می دهند نشویم. حرفهاشون تناقض و خضعبلات است که مردم را از این یاوه گویی و شخص پرستی منزجر می کند. انگار معنی آزادی و آزادگی را نمی دانند. بحثی با اونها نداریم و اگر هم شد شفاف بگو که ما بر خلاف شما نه به ترکیب اسلام و حکومت اعتقادی داریم نه به آخوند و نه به دشمنی های کور... اخه اون سیاستهاشون هم از همین فرضیات احمقانه برخواسته. وگرنه الان این همه کشور در دنیا داریم که دارند پیشرفت می کنند.

آینده جمهوری سکولار روشن است. مسائل تکنیکال مسائل بعدی است. وگرنه برای ما هدف مشخص است. و اعتقاد به این هدف داریم. مردم زیادی به این آگاهی رسیدند.