کلا یکی از روش های منحرف کردن اذهان یک جامعه از مشکلات داخلی تاکید بر دشمن خارجی است. در حالیکه دشمن واقعی در داخل مرزهاست. دشمنی که باعث این وضع فقر شده و آن هم جهالت، ریاکاری و تحجر است.

بنده هم یک زمانی خیلی به آمریکا و غیره بدبین بودم. اولا فهمیدم اونقدری که تبلیغ می شود کسی به یک کشور خاص اهمیت آنچنانی نمی دهد. صدها کشور هستند که پیشرفت کردند بدون اینکه کسی را دشمن بدانند. حتی همین کشورهای عربی که می گن گاو شیرده هستند پیشرفت زیادی داشته اند. کلا کشورها به دنبال منافع هستند و این منافع همیشه به معنی از بین بردن بقیه کشورها نیست. حتی اگر بدبین باشیم می شه تصور کرد که نظام فعلی که باعث این عقب ماندگی شده نقشه دشمن بوده.

اما به هر حال از خودم سوال کردم من دارم از چی دفاع می کنم؟ من دوست داردم توی زندگی خودم چی ببینم؟ آیا دوست دارم همین وضعی که هست ادامه داشته باشه و فقط دلم خوش باشه که یک مرگ بر آمریکایی بگم؟ آیا این صحبت دردی به دوای من است؟ ملت سیر می شوند؟

ایا این وضع وضع مطلوب من است؟ جرا جلوی نقدها گرفته میشه؟ چه کسی جلوی نقدها رو می گیره؟‌ با چه ترفندی این کار را می کنند؟ مگه همین رهبر همه معترضین را به دشمن ربط نداد؟ نقد خود اولین قدم برای پیشرفت است. مشکلات ما هزاران بار بیشتر از این است که بخواهیم قبل از اصلاح مشکلاتمان حتی فکر دشمن خارجی را بکنیم. ژاپن هم زمانی با آمریکا در جنگ بود اما بعد متوجه شد اگر جنگی هم باشه عرصه واقعی آن اقتصاد است.

بله برای دفاع از کشور باید اماده باشیم اما پیش از آن و بیش از آن دشمن دشمن کردن تنها ابزاری در دست دشمنان داخلی است.