به نظر در پژوهش و شاید هر کار و پروژه دیگری یک سری مراحل رو باید قدم به قدم روشن کرد و جلو رفت... شاید تا حدی رعایت کردی و شاید همچنان ارشد و دکتری و غیره دارن همین مراحل رو یاد می دن....
مثلا اگر فکر می کنی یک روش ارائه دادی سوال این هست که این روش رو برای چه مسألهای با چه ابعادی ارائه دادی؟ مسئله چی بوده ورودی خروجی چی هست و یا حتی نیاز و مشکل چی بوده و کاربرد چیه...
الان توی همین پروپوزال تعریف مسئله اومدی نوع داده های ورودی رو مشخص کردی اما نمی دونم گفتی که هدف چی هست یا نه... توی چکیده گفته بودی... نمی دونم گفتی که مشکل کار کجاست و این مشکل رو به چه شکل حل می کنی... البته خوب خیلی مقاله ها هستند که اومدن مثلا هستان شناسی برای فارسی ایجاد یا استخراج کردن یا ترجمه کردند... اما بلاخره گفتن هدف چی بوده و روش با توجه به این هدف چی هست... به همین خاطر تاکیدت روی خود مسئله و روش بیشتر و ربطش به داده ها بیشتر باشه... داده ها رو خوب توضیح دادی کاربرد و برخی مشکلات هم مشخص هست فقط خود مسئله و روش و اهداف و ربطش به داده ها باید بیشتر کار بشه...
آخه یک مشکل این هست که اگر بگی می خوام فقط مپ کنم یکی بگه برای چی... در اون حالت یکی ممکنه بگه کاری به مپ ندارم بلکه می خوام مثلا این مشکلات که توی همین داده های موجود هست رو حل کنم... مثلا اگر موقعیت ضرب المثل یا اصطلاح بود چی... یا چکار کنم که توی تولید هدف برای یک موقعیت خود فعل تکرار نشه ... و یا چکار کنم که یک سری قواعد روی این ابعاد روابط بگذارم... اما اونوقت می گن چرا داری دو تا کار می کنی؟ اگر کارت این دومی هست اصلا چرا زبان رو عوض می کنی و اگر کارت اولی هست این کارهای بعدی برای چیه؟
پس من باید باز برگردم به چندزبانه و تکنیکهام در اون قسمت و یا حتی پرامپتهایی که به نوعی برخی مشکلات مپ رو حل کنند... و یا داده های جدیدی تولید کنم که نسبت به حالت تک زبانه مزایایی داشته باشه....
حالا جدا از پاسخ به این قسمتها اینها باید برات تجربه بشه که توی کارهای بعدی خودت، مشاوره دادن، پروژه گرفتن... مدیریت پروژه و راهنمایی شاگران و غیره ازشون استفاده کنی...
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم آبان ۱۴۰۰ ساعت 17:36 توسط بینام
|