نظر کاربر (سخنی با براندازان)
نظر کاربر در جواب پست قبلی که در زیر آمده است و پاسخ در ادامه آن
http://mindblog.blogfa.com/post/2094
از شما سپاسگزارم که صدای مرا سانسور نکردید.اگر نگویم اولین فرد حد اقل باید بگم جزء اولین افرادی هستید که مودبانه پاسخ دادید و دلتان با زبانتان یکیست.از این جهت سپاسگزارم.
دوست عزیز و هموطن گرامی، در دهه اول انقلاب، نه می شد عملکرد ج،ا را قضاوت کرد و نه میزان صلاحیتش را.فرقه ای همچون فرقه رجوی، به بهانه اینکه سهمش از انقلاب نادیده گرفته شده، به مبارزه مسلحانه با نه فقط حکومت که مردم کوچه و بازار پرداخت! از آن بدتر، در کنار دیکتاتوری مثل صدام، علیه وطن خود جنگید!
فرقه ای که در خصوصی ترین امور پیروانش دخالت می کند و با تحمیل ازدواج های سازمانی و بدتر از آن طلاق های سازمانی، دیکتاتوری را معنایی تازه کرده، چنین فرقه ای چگونه می خواهد برای ملتی که بقول خودشان از ظلم و جور رژیم آخوندی به تنگ آمده، آزادی را به ارمغان آورد؟؟!!
وقتی تجزیه طلبان کوموله و دموکرات و ...علنا هر گونه اتحادی را منوط و مشروط به قبول خواسته شان در جدایی بخشی از ایران می دانند، چه تضمینی وجود دارد که فردای براندازی، ایران تکه پاره نشود؟
اگر فرزند دو سه ساله شما اصرار کند که با سماور در حال جوش بازی کند، آیا به صرف اینکه به زورگویی و دیکتاتوری و خشونت و...متهم نشوید، به او چنین اجازه ای می دهید؟؟!!
آیا صلاح ملت ایران در این است که نظم موجود را با تمام نقائص آن، بر هم زند و کشور را دودستی تقدیم لاشخورهای فرقه رجوی و کوموله و ...کند؟؟!! تازه نوبت دشمنان خارجی که منافع خود را در ایران از دست داده اند، مانند انگلیس و آمریکا و...نرسیده! آیا فکر نمی کنید راه های بهتری برای اصلاح نواقص و مشکلات کشور وجود دارد؟در اسپانیا، با جدایی طلبان دونسک چگونه رفتار می کنند؟ در انگلیس با استقلال طلبا ولز و اسکاتلند و...چطور؟ همین الآن در فرانسه با معترضین جلیقه زرد یکشنبه های پاریس چه می کنند؟
عربستانی که "ایران اینترنشنال"علیه ما تاسیس می کند و۲۴ساعته با انواع دروغهای شاخدار، خواهان سقوط ج.ا است، با خاشقچی چه کرد؟!آیا او خیرخواه ملت ایران است؟!لطفا پاسخ بفرمایید.
از توجهتان پیشاپیش تشکر می کنم.
پاسخ
خواهش می کنم. از نظر شما نیز سپاسگزارم. به هر حال آنچه به خود نمی پسندیم (سانسور) به دیگران هم نمی پسندیم.
در کل حرفهایتان قابل تامل و حاوی نکته است هرچند انتقاداتی هم به آن دارم. اما سوال این است که اینها حرفهای کیست؟ از کجا بدانیم که اینها توجیهات حکومت نیز هست. منظورم این است که دو حالت وجود دارد.
اول اینکه حکومت یک حکومت دیکتاتور مآب و یا تمامیت خواه دینی است که قائل به دموکراسی و رای و نظر مردم نیست. آلوده به خرافه و قدرت و فساد است. قصد اصلاح ندارد و یا در این فرم و شکل قابلیت اصلاح ندارد.
دوم اینکه حرف مردم را فهمیده. قائل به مردمسالاری واقعی و نه نمایشی است و هدفش اصلاح و مخصوصا سرو سامان دادن به اقتصاد کشور و خیرخواه و غیره است.
از کجا بدانیم کدام مورد است. شما با فرض دومی حرف زدید. اولا انتظارات خیلی از مردم زیاد نیست. مثلا حذف نظارت استصوابی و یا حذف تبیعیض خودی و غیر خودی و یا مصرف بودجه و بیت المال برای مردم ایران و داشتن روابط منطبق بر منافع ملی و نه ایدئولوژیهای پوچ و یا سواستفاده از این شعارها (مثل گسترش شیعه، نفوذ در منطقه، همکاری با روسیه و غیره که هیچ حاصلی هم غیر از دشمنی بیشتر سایر کشورها و انزوای بیشتر نداشت)
خیلیها فکر می کنند ریشه همه این ناکارامدی ها دخالت دین در سیاست است و تا زمانی که این قضیه حل نشود مشکلات مذکور وجود دارد.
خیلیها نیز به تجربه ۴۴ ساله امیدی به اصلاحات ندارند و از اصلاح طلبان نیز عبور کردند. در واقع اتفاقات قبلی و عدم موفقیت اصلاحات را گواهی بر مورد اول که همان مشکل ریشه ای است می دانند.
به هر حال موضوع پیچیده ای است و قابل بحث و بررسی است. اصلاحات به چه صورت و چه نوع اصلاحاتی امکانپذیر است. نیروهای مانع و تندروها و یا نیروهای نظامی و نظامی گری منطقه ای و یا تشکیلات نظامی مرتبط مثل سپاه و بسیج و غیره چه نقشی دارند و چگونه مانع یا حامی خواهند بود.
اگر واقعا نیت و هدف مسئولین تن دادن به خواست مردم باشد به نظرم راههای ساده ای دارد. اما در طول این چند ماه هیچ حرکت مثبتی ندیدیم. البته افرادی مثل قالیباف وعده هایی از حکمرانی جدید داده اند ولی باز همانطور که گفتم به خاطر خلف وعده های مکرر دیگر اعتمادی برای مردم باقی نمانده است.
به هر حال از نظر من موارد بالا موضوعات اساسی قابل بحث است و موضوعات دیگر مثل اینترنشنال و کومله و مجاهدین و غیره را بیشتر موضوعات حاشیه ای و بعضا نامرتبط می دانم. برای مثال اگر هدف ارتش و غیره نیز محافظت از ایران است گروه کوچک مثل مجاهدین برای ملت هشتاد ملیونی ایران خطری ندارد. مگر در جنگ چه کسانی شهید شدند غیر از همین مردم عادی؟و آیا فکر میکنید نیروی نظامی یک کشور بدون پشتوانه مردمی کارایی دارد؟ خیلی از خانوادهای شهدا الان طلبکار و شاکی سیستم هستند. تفکر و نظرات گروه مجاهدین نیز در هیچ بخشی از جامعه خریداری ندارد.
در مورد تجزیه طلبها البته باید حواس همه ما جمع باشد اما باز اتحاد بین اقوام ایرانی و سایر دلایل همبستگی را بیشتر از گروهکهای تجزیه طلب می دانم. از طرف بلوچها که حتی عرق ملی آنان از فارسها هم بیشتر است خیالم راحت است و آنها کشورهای افغانستان و پاکستان را به ایران ترجیح نمی دهند. در میان آذری ها هم ملی پرست کم نداریم. کردها هم چند دسته و گروه هستند و افرادی که حتی به دلایل اقتصادی ایران را ترجیح دهند را داریم.
به هر حال باز این مسئله را خیلی مرتبط با موضوعات اساسی که ابتدا گفتم که با یک خواست ملی از جانب مردم و مسئولین به شکل گذار قابل حل است، را نمی دانم. شما نیز ظاهرا همین حرف را می زنید اما گفتم که دو حالت وجود دارد و ما نمی دانیم در کدام حالت و یا ترکیبی از حالات مذکور قرار درایم. بخشی از جامعه و مسئولین که خواهان تغییرند و بخشی که این امر را برنمی تابند. پس این قضیه باید حل شود.
اما به خاطر داشته باشید صبر و اعتماد مردم هم حدی دارد وقتی نشانه مثبتی نبینند و یا کلا نا امید از اصلاحات اساسی شوند هر گروه خارجی می تواند برایشان حکم منجی را داشته باشد و لزوما نیروهای داخلی را بهتر و خیرخواهتر از دیگران نبینند.