نظر خوانندگان و پاسخ در ادامه:

سخنی کوتاه با براندازان.
شنیده شده که به ج.ا اتهام خشونت طلبی، سرکوب، شکنجه، تجاوز و ... و ... و... می زنید! از طرف دیگر، خودتان را طرفدار مردم، اهل گفتگو، و خیلی صفات نیک و شیک دیگر قلمداد می فرمایید!!
کمتر برانداز مودبی دیده ام که مخالفینش را به تکه پاره شدن، سوختن و پوست کندن تهدید نکند.اگر به فرض محال، بپذیریم که ج.ا واجد همه آنچه به آن می بندند باشد، مخالفانش چه مزیتی نسبت به او دارند که قتل و کشتن و سوزاندن و ...برای اینان مباح باشد و بر ج.ا حرام؟؟!!
باز هم اگر تمامی اتهامات وارده به ج.ا از سوی مخالفانش را وارد بدانیم، این سوال مهم مطرح می شود؛
ج.ا که از روز اول با وعده عدالت و برابری و برادری و ... قدم پیش نهاد، به اینجا رسیده، مخالفینش که هنوز هیچ پخی نیستند و قدرتی ندارند اینطور تهدید و ارعاب و کشت و کشتار می کنند، اگر خدای نکرده زبونم لال، فردا یک گهی شدند، چه معامله ای با این ملت خواهند کرد؟؟!!
مطلب دوم، انقلاب اسلامی از روز نخست با تکیه بر حفظ تمامیت ارضی ایران پا گرفت و تا امروز به احدی اجازه نداده کمترین گوشه چشمی به این خاک مقدس داشته باشد.شما مزدوران محور عبری عربی غربی که هنوز هیچی نشده با تجزیه طلب ها هم آخورید، خدای نکرده اگر از دستتان بر آید با این خاک اهورایی چه خواهید کرد؟!
ممنون می شوم نشر دهید و هرکس پاسخی دارد به اندکی شعر آمده و جواب مرا بدهد.خدا را چه دیدی، شاید توانستید مرا هم قانع کنید در مقابل شما نایستم!!!
#رضا_زمانیان_قوژدی

پاسخ)

یکی از خصوصیات دموکراسی و یا جوامع دموکراتیک این است که شما می توانید اشخاصی را پیدا کنید که از آنها مسولیت طلب کنید (مثل ریئس جمهور منتخب) اما نمی توان افراد زیادی را پیدا کنید که آنها را متهم کنید. اگر دقت کرده باشید با اینکه رئیسی یک ریئس جمهور کم سواد و اقلیتی است و انتخابات نیز مهندسی شده و فیلتر شده بود باز افراد زیادی کاری بهش ندارند. بلکه نهادهای غیردموکراتیک مانند رهبری و یا برخی نهادهای نظامی و وابسته به نظام مورد اعتراض هستند. در یک جامعه دموکراتیک افراد جامعه می توانند نظرات خود را بیان کنند و احزاب مختلف و پاسخگو با هم رقابت کنند و چون رقابت وجود دارد کسی سیبل اتهامات نیست.

منظور این است که در صورت پیاده شدن دموکراسی مشابها افراد نمی توانند فردی را پیدا کنند که بخواهند به آنها دشنام دهند. همه چیز در یک رقابت دوره ای قرار دارد. مناظرات تلویزیونی و شنیده شدن صدای معترضین و رسانه های آزاد باعث تلطیف فضا می شود. علت رادیکال شدن فضای موجود نیز نبود این آزادیهای سیاسی و اجتماعی و حقوق و تریبون برابر است.

در واقع صداهای فعلی صدای بخشی از جامعه است که خود را مورد ظلم گروهی خاص می داند و حقوق خود را از دست رفته می داند. برای مثال سیبل اعتراضات قشری مانند روحانیون است که به مفت خوری و رانت خوری و بی مسئولیتی و غیره متهم است و یا سیاستمدارانی که در امور مختلف دخالت کرده و پاسخگوی سیاستهای خود نیستند. چرا این اتهامات به کاسب و بقال و معلم و کارگر و غیره نیست؟ شاید این اتهامات شدید و غیر مودبانه باشد اما نمی توان گفت که براندازان هر شخصی را بدون دلیل متهم می کنند. حالا فرض کنید در جامعه ای باشیم که آخوند تنها در صورت نیاز ارگانهای مردم نهاد و خود مردم خدماتی را ارائه کند. در نتیجه اتهامات فعلی وجود نخواهد داشت.

همانطور که گفتم مشکل مشکل فرد و نوع رفتار آنها نیست. هدف حذف افراد و استقرار سیستم شفاف و عادلانه است. در کل نمی توان به افراد هر چقدر هم به ظاهر خوب اعتماد کرد. افراد ذاتا خودخواه و منفعت طلب هستند. هرچند همین افراد به سیستمی که عدالت را برای همه و از جمله خودشان فراهم کند تن می دهند. تا زمانی که بدانند نظم و عدالتی برقرار است افراد نیز بیشتر خود را مقید به پایبند بودن به اصول می دانند. هر چند در نهایت نیز باید نظارتها و قانونهای درست امکان سو استفاده را ببندد و عدالت را تضمین کند. مفهوم عدالت مفهومی دینی است اما مختص دین نیست. کسی مشکلی با اعتقادات و اصول شخصی افراد ندارد و اگر مثبت باشند قابل تکریم هم هستند اما نمی توان به ادعاها قانع شد و اکتفا کرد.

مشکل متن شما این است که هم براندازان و هم جمهوری اسلامی را افرادی مشخص تصور می کنید. البته مشکل جمهوری اسلامی در واقع مشخص بودن برخی افراد و شعارهاست که مردم را نسبت به این افراد و شعارها طلبکار کرده است. هیچکدام از براندازان قصد تحمیل خود به بقیه را ندراد. شناخته شده نیستند. شعارشان در مورد سیستم است نه خودشان. انبوهی از افکار و افراد معترض هستند که شما در کوچه و خیابان می بینید. همه اینها قرار نیست رهبر بشن و یا بخوان همسایه و خواهر برادر خود را اعدام کنند. اما اعتراضشان خطاب به افراد مشخصی است که به اصول دموکراسی تن نمی دهند و این افراد را دیکتاتور مآب خطاب می کنند.

این قضیه در مورد تمامیت ارضی نیز وجود دارد. تفاوت در دیدگاههاست. از دیدگاه معترضین بدون به رسمیت شناختن حق و حقوق اقلیت ها و بدون بالا بردن روحیه اتحاد ملی و همبستگی نمی توان اتحاد و تمامیت ارضی را حفظ کرد. الان بلوچها دم از حقوق کرد و تهرانی و بهایی و سنی و غیره می زنند و تهرانیها دم از حقوق بلوچ و کرد و غیره... کسی هم مخالف اقتدار نظامی و دفاعی نیست اما این اقتدار باید جهت دار و در خدمت منافع ملی و مدافع خود ملت باشد و نه یک نظام و یا بخشی از افراد ذی نفع.