تحلیل افکار

به نظر وجه مشترک خیلی از خوش اومد یا بد اومدهای ما این هست که تناقض با بخشی از امیال و آروزهامون بوجود نیاد. و شاید راه حلش هم آگاهی به این مکانیزم ذهنی و ساده گرفتن موضوع است. حتی این موضوع در جهت گیریهای سیاسی افراد و هواداری هم پیش میاد. مثلا کسی که باور کرده که کشورش و مسئولینش خوب هست حرفهایی که در مورد بی کفایتیشون گفته می شه رو قبول نمی کنه و یا ناراحتش می کنه.... ناراحت از اینکه بلاخره اون ایده آل و آرمانی که برای خودش از کشورش ساخته می تونه به هم بریزه... بعضی ها برعکس علیه هر شخص و فردی جبهه می گیرند...

می خوام بگم حتی قبل از خودت این ذهن و مکانیزم ذهنی تو هست که از این جور حرفها و خبرها خوشش نمی یاد اما چاره این هست که بدونی دنیا دنیای نسبی هست... لازم نیست الکی هر چیزی رو به چیز دیگری ربط بدی و یا تعمیم بدی...

خود

چقدر که ما درگیر خودیم... نمی دونم این حس از کجا میاد ولی خیلی از افکار و اهداف و ذکرهای ما معطوف به همین خود هست... خوب باشیم مقبول باشیم بهتر باشیم مناسب باشیم... و تازه انگار وقتی از این لحاظ تامین شدیم سر کیف میایم... ولی بدیش این هست که می گیم نکنه این سرخوشی از دستم بره... نکنه به اندازه کافی خوب نیستم...

امیال و افعال

بین افعال و امیال فرق هست و بعضی وقتها باید مستقل به اونها نگاه کرد... من یک سری امیالم رو قبول کردم... میل هست دیگه ... مثل برخی قدرت طلبی و غیره... اینها در خیلی از آدمها هست... اما اینکه ما انتخاب کنیم چه عملی انجام بدیم و چه فعلی داشته باشیم بحثی دیگه است... در این حالت افعال ما در دست خود ماست و شاید به یک سری اصول و قوانین و اعتقادات هم بر می گرده

رای خود

درسته که من در برخورد با دیگران به حس و حال اونها توجه می کنم ولی کلا باید به سلایق و علایق خودت هم توجه داشته باشی... یعنی می دونی کدوم قسمت از این حرفها منطبق با حرف و ذکر تو هست و کدومش نیست.. علایق تو چیه ... و غیره.. می خوام بگم باید این حالت فعال رو داشته باشی... بگی بخندی ولی لازم نباشه که فقط برای خوشنودی طرف مقابل خودت رو خدای نکرده گم کنی یا ببازی... حرفهات رو بزنی ولی خودت رو هم فراموش نکنی

بذار ببینیم

بذار ببینیم چی میشه ... حتی اگر بشه با همین سیمون هم کار کرد یا راهنمایی گرفت قدم بزرگی هست... نمی دونم دنیای عجیبیه... نمی دونیم داریم چکار می کنیم... سرگرمیم...حالا خونسرد و منطقی طبق پیام قبلی جلو برو ببینیم چی میشه...نمی شه بدون برخی اقدامات پیش داوری کرد... مگه اونا کی بودن... بگذریم... پیش داوری نکن...

خونسرد، منطقی

راحت، ریلکس و خونسرد و منطقی باش... به شکلی آهسته اما پیوسته کارت رو انجام بده... که معنیش میشه واقع نگری همراه با تحلیل و آرامش...

شد شد نشد نشد... امتحانش ضرری نداره... چیزی از دست نمی دی... تلاشت رو بکن ... اینها جملاتی است که می تونه اون خونسردی رو به دنبال بیاره... با استفاده از تجربه... سوال کردن، افزایش دیدت نسبت به ماهیت و مراحل کار و شرایط افراد تلاشت رو بکن و جلو برو...

بی خیال

بابا بی خیال شو... هدف اصلی این هست که شرش کنده بشه برگردی سر خونه زندگیت...

اون تصورات بخشی از تصوراتم بود و دیروز تا سرحد رسوایی پیش رفتم

نمی دونم شاید اون هم به شکلی ضمنی بدونه یا ندونه بد نباشه... هر چند به نظر نفهمید

 

این یک مسئله ... مسئله بعد همین اشتیاق‌های الکی به این فرصت مطالعاتی و گه هستش... حالا وقت هست تو هم فایلت رو بفرست باز هم به چارتا ایمیل بزن... هر چی شد...

ملی گرایی

برای یک لحظه حب به وطن و ملیت و ملی گرایی و ایرانی یا عراقی و غیره بودن رو بزار کنار... یک مجموعه آدم داریم... ما که خودمون نمی تونیم خیابون آسفالت کنیم و یا از هجوم غارتگرها به اموالمون دفاع کنیم... در نتیجه یک عده مردم میان یک حکومت حالا چه در سطح یک شهر و یا کشور ایجاد می کنند که به نفع همشون باشه...

پس معیار واقعی عضو همچین جامعه‌ای بودن نفع به عموم هست... جوری که حتی در سطح جهانی هم که نگاه کنیم، مدیریت و همکاری ما در این جامعه‌ای که عضوش هستیم به گونه‌ای باشه که بتونه یک نفع عمومی رو نصیبمون کنه...

دلیل اینکه برخی کشورها نخبه‌ها رو جذب می کنند باز همین نفع عمومی در سطح جهانی است... چون این عمل باعث تولید بیشتر و بهتر می‌شه و احتمالا با پول کمتر و در نتیجه باز نفعش رو بقیه ملتشون می‌برند... یعنی سرانه بهره‌وری رو برای کشورشون بالا می‌برند.

همه سیاست‌ها و شعارها و حتی حس‌ها باید به این سمت باشه...

خوندن

نمی دونم این رو کجا بنویسم ولی وقتی با یک مسئله آشنا شدی باید بتونی توی مقالات دنبال جواب سوالاتت باشی و هی دیدت رو تکمیل کنی... ورق بزنی بخونی جستجو کنی... به هر حال بخشی از راه رو پیمودی و ادامه مسیر با تمرکز روی مسئله باید راحتتر باشه... به همین خاطر باید بیشتر و بهتر بخونی ... باد دید و حتی اشتیاق بیشتر هر روز و هر ساعت به دنبال راه حل مسئله باشی...

خونسرد

بابا کوتاه بیا... مگه حالا هر خری هر چی نوشت شد درست!‌ یک سری که عقلشون کار می کنه که واقعیتها و دلایل رو تشخیص می دن... یک سری هم که احمق هستند حالا یا به سهو یا به عمد دارند چرت و پر می گن...

بله متاسفانه یک سری اتفاقات روی برداشت نادرست آدمها یا پیش داوری و تعمیم شون اثر گذار هست... اما مگه مهم هست؟ مگه مهم هست که کسانی که پرونده خودشن صدبرابر بدتر هست و فقط ژست روشنفکری می گیرند نظرشون چی باشه؟

مگه نه اینکه باید راه خودت رو بری... پس ولشون کن... جواب ابلهان خاموشی است و بهتره به کارت برسی