مدیریت واکنش

معمولاً افراد واکنشی رفتار می کنند، البته بعضی وقتها هم باید بهشون تحکم کنی و اثرش در درازمدت مشخص می شه، مثل همون ایمیلی که بهش زدی و دیگه ساکت شد... اما باز باید بتونی واکنش ها رو پیشبینی و کنترل کنی و جوری که به هدفت برسی... 

اثبات

قرار نیست چیزی رو به کسی اثبات کنیم، می ترسم همه برن و تنها کسی که بهش چیزی اثبات نشده باشه خودمون باشیم... 

به هر حال قضیه اینه که برای ما اینکه کی چی فکر کنه و چی بگه مهم نیست .. اونها توی خونه های گرم و نرم خودشون نشستن و زر می زنن... ما باید ببینیم چی به نفع خودمون هست و به دنبال همون باشیم فارغ از هر کشور و شعاری ...

حمایت

بعضی وقتها می بینی که دو نفر یا دو کشور سر مسائلی بحث دارند، در اینجا می تونی فارغ از هر چیزی ببینی کی درست تر می گه و طرفش رو بگیری... 

مسئله دیگه اینه که مگر خودشون نمی گن به خاطر نفت اینجان ... پس گور باباشون... گه خوردن ... دستشون رو کوتاه می کنیم...

 

اصل یادگیری

مهمتر از درس و مشق و کلاس و امتحان و غیره مهمترین عامل برای یادگیری این تصمیم هست که میخوام، دوست دارم، علاقمندم که یاد بگیرم و به همین علت از هر وقت و فرصتی برای توسعه یادگیری و نگرش و ایده و دانشم استفاده می‌کنم. 

وقت

ببین وقت نیست... الان که همه چیز تامین هست، مشکلی نیست، فشاری نیست، بهترین زمان برای درس خوندن و جلو بردن کار هست... این رو هم دقت کن که این کار باید قدم به قدم جلو بره... پس حتما بچسب به کارت و طبق برنامه جلوش ببر 

باور

برای موضوع شاید قبل از هر کس و هرچیزی خودت هم باید باور داشته باشی که این موضوع جالبی هست و از توش چیزی در میاد... باید به این باور برسی... بحث خودگول زدن نیست... باید به این باور و اطمینان برسی .... و این خودش نشونه خوبیه از درسته انتخاب

سوالات

سوال و فرضیه سازی یک اصل مهم در یادگیری و حتی انجام هر کاری هست... یعنی من قراره چکار کنم؟ آیا این کار شده یا نه؟ یا اصلا اصل قضیه چیه!؟ و خیلی سوالات اساسی در هر مرحله ای ... از سوال کردن نباید اوا داشت... 

دلیل وجود

یک بحث دیگه در یادگیری این هست که چرا یک چیزی و یا مفهومی یا رابطه ای، متغیری، تعریفی و غیره وجود داره.... یعنی اگر نبود نمی شد؟ ... اگر نبود چی می شد؟... چی باعث شد که این متغیر ظاهر بشه.... این سوالات خیلی می تونه کمک کنه که لزوم هر قسمت رو درک کنی و مطلب رو بهتر بفهمی

واکنشی و حرفه ای

مشکل همه فکرها و کارهای ما اینه که واکنشی هست... بله چون یاروی مسخره هندی این حرف رو زد پس من حق رو به اینها می دم... یا چون یارو اون حرف رو زد و من ازش خوشم نمیاد پس من حق رو به اینها میدم... اصلا چه کاری هست که ما بخواهیم خودمون رو با این و اون درگیر کنیم... از قدیم و ندیم گفتند که انسان باید حرفه ای عمل کنه و حرفه ای حرف بزنه... این عمل نیاز به تمرین زیادی داره...

و البته معنیش هم اینه که طبق اصول خودت بری جلو، گور بابای هر کسی و هر چیزی...  بله متاسفانه در داخل با یک سری بی منطق شعارگو مذهبی ماب روبرو هستیم... و از طرفی در خارج هم زور می شنویم... ولی خدایی ما رو چه به اسرائیل... اصلا شان ما در این حد هست که با هر سگ و گاوی که واق واق می کنه هم کلام بشیم... مردم هم دیگه از این شعارها خسته شدند و دنبال یک راه و منش منطقی تر هستند البته با قدرت و سیاست ولی با یک منشی که اجازه سو استفاده رو نده

چرا

من که این یارو رو تا حدی شناخته بودم، چرا؟! حالا هم چاره ای جز تلقین مثبت ندارم... آره خیلی خوبه، اینطوری کارمم زودتر تموم میشه و یا شاید بهتره دیگه زیادی فکرش رو نکنم... آدم منظمی هست، هدفش رشد ماست....چه می شه کرد، اشتباهات وجود داره، ولی خوب در هر شرایطی باید جلو رفت.... شاید هم به نفعم باشه نمی دونم... 

خسته ام

گور پدر همه چیز و همه کس... خسته ام... خسته ام... استراحت و استراحت ... هیچی ارزش هیچی نداره... کاشکی درگیر این گه هم نشده بودم... هیچی نمی خوام...

حرف

الان اگر همه بگن کار ما درست بود و یا همه بگن کار ما درست نبود ایا اینها ملاکی برای درستی یا نادرستی کار ما هست؟؟ نه اولاً انسانها جبهه دارند، هر کسی از منظر اهداف و امیال خودش قضاوت میکنه... دوماً باید خودت فارغ از هر کس و هرچیزی کارت رو انجام داده باشی... بعدش هم فرق میان قبول یک سری چیزها و حرف زدن.. تا دیروز همین ترامپ خیلی شاخ شاخ می کرد ولی بعدش دیگه خفه شد و همینطور خیلی از کشورهای عرب 

خوب نمی شد اما

البته خوب اون روز رو یادت نره... همه خشمگین بودیم و انگار غرورمون رو نشانه رفته بودند... باید کاری می کردیم و کاری که انجام شد خوب بود.. از حق نگذریم.. نیاز داشتیم... خوب این وسط هم بدشانس هم بودیم و این قضیه اتفاق افتاد ولی نباید از اون قضیه در سایه بره... هر چند تاحدی نشون می ده که ما ریسک هم کردیم... بله ریسک جون کسانی که الان بین ما نیستند چه اونهایی که در عذاداری مردند و چه اونها که در هواپیما...  اما این کاری بود که هممون خواستیم بکنیم... شاید اگر عاقلی بالا سر بود کمی بهتر عمل می کرد... من که گفته بودم دک کردن سربازها خودش خوبه....

اما همه اینها که به کنار اینکه ما در عراق قراره چکار کنیم یک سوال اساسی و حق ملت هست که بدونند...

احمقان

البته هستند آمریکاییهای خبیثی که بدون توجه به ظلمهایی که به مردم می کنند هنوز دم از خوشی برای مردم کشورهای دیگه می زنند در صورتی که حاضرند که خیلی ها رو به ....

بگذریم... گفتم که اینها تعیین کننده رفتار یک کشور نمی تونند باشند... هر چند باید آماده بود و جلوشون ایستاد... استقلال و رفاه و  آزادی کشور بزرگتری توی دهنی به اینجور افراد هست... چه داخلی چه خارجی

تضاد منافع

البته این رو هم باید در نظر گرفت که وقتی تضاد منافع و جنگ بر سر منافع باشه دیگه هیچ چیز تعارف بردار نیست... اونها و شاید خیلی از آمریکاییها به شکل واضح می گن که به خاطر منافعشون که حالا می تونه نفت و قیمت نفت و غیره باشه توی خاورمیانه هستند... البته باز سوال اینکه دقیقاً نفت چه ربطی به حرکات و نقشه های اونها داره.... و براش چه کار می کنند دقیقاً

و البته اگر ما تضاد منافع داریم دیگه تعارفی نیست... باید فکر کنیم که راه مقابله چیه؟ اونها که مسلماً حرف زیاد می زنند اما ملاک حرف اونها نیست، بلکه اینه که ما دقیقاً چکارهایی می تونیم انجام بدیم؟ پس در این روش بحث کردن دیگه لازم نیست منفعلانه سعی کنی که بگی نه.. ما خیرخواهیم اونها بدخواهند و غیره... بلکه بله، ما خوشمون نمیاد که کشورمون و یا کشورهای همسایمون چپاول بشن... 

و البته اینجا عامل قدرت تعیین کننده است... اینکه قدرمتند باشی و قدرتت رو به رخ بکشونی، بعضی وقتها از صدتا حرف بهتره... اما همه همه اینها باز برمی گرده به منافع ملی... وگرنه چه مرضی هست که خرج مملکتت رو بری جای دیگه خرج کنی بدون اینکه بدونی قراره چه ثمره ای و برای کی بده!!

خودمون

در واقع به نظر من بدترین اشتباه اینه که ما فکر کنیم واقعاً حرکات و عقایدمون تحت تاثیر مخالفت نشون دادن به عده ای هست... آمریکایی، اسرائیلی، و غیره و غیره... بدون اینکه واقعاً از خودمون پرسیده باشیم که سودش به ما چیه؟؟ اونها کشور خودشون رو دارند، مسائل خودشون رو دارند... به ما ربطی نداره... ما نه باید برای خوش اومد و نه بداومد کسی کاری کنیم و یا حرفی بزنیم... وقتش رسیده که برای خودمون کار کنیم و حرف بزنیم... 

باید بدونی دلیلی چیزهایی که می گی چیه، البته بعضی وقتا ممکنه مشکلی نباشه که بخوای اعتراضی جهانی کنی و یا بی طرفانه چیزهایی رو نقد کنی و یا حتی باطرفانه... اما باز باید بدونی که داری چکار می کنی... 

از طرفی بشناسی افرادی که با همین طرز فکر کور و واکنشی دارند حرف می زنند در حالیکه خودشون به قول یارو کلی مشکلات دارند... 

و یا افرادی که بهونه میارن زمین ما و زمین ترامپ و غیره باز دارند خودشون و یا مردم رو بازی می دن... ما مثل هر کشور و هر مردم دیگه ای خواهان تغییراتی برای خودمون، و صرفاً خودمون هستیم

پاس بازی و آینده بهتر

ببین ما نیاز به یک راه میانه داریم... نیاز به شفافیت نیاز به دموکراسی داریم... چرا باید از خودمون بترسیم؟؟ هر دفعه به بهانه اینکه دشمن اینو گفت دشمن اونرو گفت بخواهم از حق خودمون کوتاه بیاییم؟ گور پدرشون، اونا به فکر ما نیستند.... ولی اگر ما خودمون هم به فکر خودمونیم باید راه درست رو انتخاب کنیم و نه یک راه واکنشی رو... دیگه وقتش هست با تحلیل و منطق جلو بریم تا شعار و احساس... تا بتونیم موفق باشیم و همین خودش بهترین احترام رو ببار میاره...

تغییر دید

البته این هم شاید یک عامل روانشناسی باشه، که افراد به راحتی عقاید خودشون رو عوض نمی کنند، مثلاً کسانی که طرفدار ترامپ بودند از هر وسیله ای برای توجیه کارهای احمقانش استفاده می کنند... هر چند درصدی از افراد بی طرف تر و مردد تر هستند که ممکنه نظرشون عوض بشه ... و اتفاقاً همین دسته از افراد سرنوشت انتخابات رو مشخص می کنند...

حرف من، رشد

ببین قضیه این هست که اولاً من به هر دلیل که بحثی رو شروع کنم، اون بحث دامنه دار و ادامه دار می شه در حالیکه به جاش می تونم روی یک کار هدفمند متمرکز بشم... یا حداقل از هر کاری برای رشد خودم چیزی که حسش کنم و بهش پایبند باشم استفاده کنم...

نمی دونم

حقیقت و شاید اعتدال آخرش برنده باشه... الان درک می کنم اولاً چه تبلیغاتی علیه ایران می شه و چه ناداوریهای اون کشورها می کنند و چه اشتباهاتی هم خود ایران می کنه... واقعاً قضایای عجیبی بود.... خیلی خیلی خیلی حرف توشون هست... خیلی مطلب توشون هست... ما چکارمون به کشورهای دیگه.... البته فقط ما هم نیستیم، عربستان از یک طرف، روسیه، آمریکا... چوبش رو هم باید مشت آدم بدبختی بخورند... اصلاً حالا خوب بگن یا بد بگن... می شه گفت چرا نشه... یا اصلاً اگر اونها واقعاً نمی خوان چه معنی داره ما پولمون رو خرج این چیزها کنیم؟

وقتی می شه از راه مذاکره و یا دیپلماسی مسائل رو جلو برد و در پشتش هم در اقتصاد و هم تا حدی نظامی قوی شد، چه نیازی به این الفاظی ها و شعارها هست؟ این نکته علیه حکومت ایران وجود داشت، باید حقایق رو پذیرفت... اصلاً گور بابای حرف مردم... همین حرف دیگران هست که نه تنها ما بلکه خیلی از کشورها و مردم دنیا رو گرفتار کرده... هیچ کشوری هیچ گهی نیست... وقتی بخوای بگی بله اون یک گهی هست، ناخوداگاه فکر می کنی پس باید این کار رو کرد یا اون کار رو کرد... نه بشین به فکر خودت باش... هر کاری که بکنی هر کشوری و مردمی به فکر خودشون هستند... و واقعاً اگر نیتت خیر بوده باشه اون هم نیازی نیست خودت بگی، گفتند گفتند، نگفتند هم نگفتند.....

اگر درسی هم بخواد گرفته باشه باید حرفش رو محکم بزنه... محکم و تا اونجا که می شه از راههای قانونی جلو بره... نمی دونم واقعاً نمی دونم چی بگم... الان هم که فردا امتحان دارم... هفته عجیبی بود... باید بتونم خودم رو از این افکار جدا کنم به درسم برسم... شاید بهتر باشه فعلاً دیگه تا فردا اصلاً سراغش نرم... بسه دیگه ... بسه ... هرچی می خواد بشه و بگه .... حرف زیاده.... 

تحلیل و تغییر

جالب بود، کلا به نظرم تحلیل کردن و نگاه کردن به مسئله از دیدگاههای اشخاص مختلف خیلی آموزنده است و خیلی چیزها رو می گه... مثلاً الان همین اهمیت مخالفت با اسرائیل از یک منظر مشخص می شه و یا اهمیت سرمایه کذاری روی موشک، چون اونها تجربه جنگ رو دارند...

یا اینکه اونها علناً توی این کشورها دارن موش می دوونن

تازه این رو هم بدون اگر سرسختانه به یک باور خاص نچسبی و نترسی از جوابها، می تونی با یک تغییر ساده به یک راه حل بهتر برسی و در این پروسه قوی تر و قویتر بشی.... اگر اون این کار رو کرد، ما این کار رو می کنیم و یا به این دلیلل نمی زاریم اون کار رو بگنه... این جور نگاه کردنها می تونه به جوابهای خوب و منطقی برسونه که مورد پسند افراد بیشتری هم قرار بگیره... 

چیز جالب دیگه اینه که ظرافتهای این بازی رو هم راه می بری که چرا هر کسی چه کاری می کنه و چه حرفی میزنه... اینها خیلی وقتها جهت دار و معنی دار هستند....

از طرفی هم این انتظار به جایی هست که مملکت ما هم روی سیاست و آدمهای شایسته بچرخه... 

این فیدبکها یه نوع یادگیری هم هست برای خودش... چون اغلب یادگیریهای ما با فیدبک هست... 

دید

این جواب آخرم به طرف و کامنتهای دیگه ام پخته تر شده، سعی می کنم موضوع رو از دید بالاتر و یا از دید اونها و تبلیغاتی که بهشون خورونده شده نگاه کنم و بعد براشون دلیل بیارم... یک نوع پرسه قانع کردن هست و یا حتی به عنوان یک فرد آزاد توی یک غروب زیبا زیر این آسمون صاف .... می شه هنوز منطقی تر و بهتر نگاه کرد... و آخرش این جذب می کنه... حتماً تصمیم گیر و آنالیزور هم باید به همه این چیزها نگاه کنی... ولی معنیش این نیست که بخواهیم همرنگ اونا بشیم.. این حق ماست که دنبال منافع خودمون باشیم... بله اونها هم دارند همین کار رو به اصطلاح می کنند ولی با ناجوانمردی.... البته آدمهایی هم هستند که واقعاً عدالت و واقعیت رو نمی دونند و اگر بدونند درست می شه... 

چه جور ما می تونستیم در مقابل این نقض کامل حقوق انسانی و ملی مون ساکت بشیم؟ نمی شد! هر کشور دیگری هم بود همین کار رو می کرد.... اتفاقا الان ایران خوب فهمید که باید حتماً قوی نشون بده و اقدام متقابل بکنه تا حساب کار دستشون بیاد... اینطوری پشتش توافق و مذاکره و همپیمان هم پیدا می شه..

البته می شه انسانها و دلایلشون رو هم در همین منظر شناخت و فهمید... تازه بعضی ها که اصولاً نژادپرست هستند، یعنی یه جورهایی ما رو آدم حساب نمی کنند... مشکلی نیست فقط باید بهشون رو نداد... بلاخره همه این مسائل رو باید در نظر گرفت....

خودمونی، رک و روراست

هیچ مشکلی پیش نمی یاد، می شه با دلیل و گفتن چیزهایی که می دونی، استدلالهای سطح پایین و سطح بالا، چیزهایی که نمی دونی و غیره اون چیزی که حس می کنی رو بیان کنی... یه چیزهایی رو هم باید قبول کنی... بله اونها نشون دادند دشمن ما هستند و اصلا فرض کن ما هم تضاد منافع یا اصلا دشمن باشیم ... خوب که چی؟! ما نباید برای منافعمون بجنگیم چون ممکنه اونا خوششون نیاد؟ ما هی باید خوش اومد اونا رو بگیریم؟؟! بله اونها اینجا به دنبال سودند، چیز عجیبی که نیست، پس برای چی این همه خرج کردند اومدن اینجا دلشون که به حال من و دیگری نسوخته... چرا حالا خاورمیانه؟! چون نفت داره... اونها این نفت نباشه کلی گشنه می مونند... اونها به فکر رقابت خودشون هستند... پس معلومه که باید کسی باشه که مقاومتی و رقابتی نشون بده... یعنی بلاخره دست این نیافته دست یکی دیگه می افته... باز باید شرایط آدمها رو سنجید... برای ما هم لزومی نیست اگر منفعتی نباشه پولمون الکی خرج این آمال اونها بشه... اصلاً خود همین دلیل خیلی از مخالفتهای مردم هست.... و یا باید تا حدی بپذیری که چه تصویری از ما برای اونها القا شده... چقدرش درسته و چقدرش غلط هست... این یک تصویره....

و با توجه به همه اینها بخوای حرف بزنی و بحث کنی... مطمئن هستم این نکات در مورد این مسائل آموزنده بود ... یعنی خودش یک نوع تکنیک یادگیری بود... 

کلا نباید مهم باشه

البته همه کشورها به دنبال منافع و غیره هستند... ولی واقعا باید برگردیم سرمون به کار خودمون باشه... خوب یا بد می گن بزارن خودشون بگن... ما باید مملکتی بسازیم مطابق فرهنگ و سلایق خودمون جوری که خودمون از زندگی مون لذت ببریم... خودمون در رفاه باشیم... این دیدگاه دیدگاه مهمی هست که حتی می تونه روی سیاستهای کلان هم تاثیر گذار باشه... نه به خوبش باید مهم باشه و نه به بدش... 

مهارت یافتن چرایی نظرات

وقتی نظرات و نوشته های افراد رو می خونی که برخی اصول اولیه رو هم نقض می کنند به جایی که بخواهی واکنش نشون بدی و یا فکر کنی خوب گفته یا بد گفته ببین چرایی اش چی بوده... یا این حرف از کجا نشئت می گیره... مثلا کسی که حسابی بهش زور اومده ممکنه بی منطق تر بشه و ... 

بیدرای

شاید اینجوری نمی دونستم... گفتم اصلاً اگر قراره بخوای به حرف هرکی کاری کنی اصلاً نمی شه کاری کرد چون هر کی یه چیزی می گه... یکی تایید می کنه، یکی نمی کنه! آدم منصف هم هست ولی خوب کم گیر میاد... 

بعدشم هرچی می خوان بگن، ما باید کار خودمون رو بکنیم... اونها که دلشون به زن و بچه معصوم ما نسوخته که از پشت گوشی بابا می گه... چندتا از این پدرا رو شهید کردند... همه تحلیلاشون اینه که چرا آبرومون رفت نمی  گن بلاخره اون بنده خدا آدم بود... از خودشون بود که دنیا رو زیر رو می کرند.. نشون دادیم واسه جون هموطنمون ارزش قائلیم و درس بزرگی برای خیلی کشورها بود... بد جوری تو پوزشون خورد.... 

اینها بلاخره اصل ماجراست و خیلی ها هم اذعان می کنند الان بین خودشون درگیری افتاده... ولی باز باید برگردی سر کارت ... 

آموزش

البته اونجا هم نکات زیاد دستت اومد که برخی مسائل رو در سطح اجتماعی و جهانی چه جوری باید نگاه کنی و تجزیه تحلیل کنی... دید خوب و جالبی بود... گفتم که حتی وقتی می دونی قضیه چیه می تونی به دلیل برخی صحبتها بپردازی.... حتی لازم نیست وارد هر مبحثی بشی... حرفهای آشغال هم بلاخره وجود داره... یک آمریکایی میاد حرفهای مثبت می زنه و بعضی هم مثل گاو چرونند... بلاخره باید همه این چیزها رو در نظر گرفت و به عنوان مدیر مدیریتشون کرد باز به نفع منافع خودت... لازم به ریاکشن به هر چرتی نیست... البته این باعث می شه که تا حدی هم حرف اینطرفی ها رو بفهمی... و همه این فهمها در منطق و استدلال های خوب و بعضی وقتا ساده خلاصه می شه... استدلالهایی که می تونه مبنای بحث ها و پستهات هم باشه... 

ولی آخرش همون تلاش و منافع ملی مهمه و البته انسانیت جایی که لازم هست...

درستش همین بود

حالا فارغ از حرف و حدیث ها کاری بود که باید انجام می شد... با پررویی تموم یک فرمانده رو شهید کرده بودند... پاسخ باید حتماً همین می بود.... و خیلی برکات داشت... البته این هم جزء همون دسته کارهایی که باید انجام می شد فارغ از نظر هر کسی و هر چیزی... بلاخره آدمهای متفاوتی هستند و این هم یک جورایی یک اصل هست... این ما هستیم که باید از خودمون دفاع کنیم...اونها گستاخیشون حد نداره... پیامی که باید داده می شد به خوبی داده شد... بله اونها ممکنه هر ادعا و غلطی بکنند ولی مگه کم به ما ضربه زدن... چی فکر می کنند!!!

اجبار

باید بعضی وقتها خودت رو ملزم کنی که یک کاری رو انجام بدی و تمومش کنی .... مخصوصا که دیگه آخرش هست و کلی کار هم خونه دارم بچه هام رو ول کردم اومدم کمی به فکر باش....

ما مثل اونها نیستیم

یک منطقی بهم می گه که چه حرفی به چه دلیلی درسته و یا نیست، چون ما مثل اونها نیستیم و قرار نیست مثل اونها باشیم...