نمی دونم
حقیقت و شاید اعتدال آخرش برنده باشه... الان درک می کنم اولاً چه تبلیغاتی علیه ایران می شه و چه ناداوریهای اون کشورها می کنند و چه اشتباهاتی هم خود ایران می کنه... واقعاً قضایای عجیبی بود.... خیلی خیلی خیلی حرف توشون هست... خیلی مطلب توشون هست... ما چکارمون به کشورهای دیگه.... البته فقط ما هم نیستیم، عربستان از یک طرف، روسیه، آمریکا... چوبش رو هم باید مشت آدم بدبختی بخورند... اصلاً حالا خوب بگن یا بد بگن... می شه گفت چرا نشه... یا اصلاً اگر اونها واقعاً نمی خوان چه معنی داره ما پولمون رو خرج این چیزها کنیم؟
وقتی می شه از راه مذاکره و یا دیپلماسی مسائل رو جلو برد و در پشتش هم در اقتصاد و هم تا حدی نظامی قوی شد، چه نیازی به این الفاظی ها و شعارها هست؟ این نکته علیه حکومت ایران وجود داشت، باید حقایق رو پذیرفت... اصلاً گور بابای حرف مردم... همین حرف دیگران هست که نه تنها ما بلکه خیلی از کشورها و مردم دنیا رو گرفتار کرده... هیچ کشوری هیچ گهی نیست... وقتی بخوای بگی بله اون یک گهی هست، ناخوداگاه فکر می کنی پس باید این کار رو کرد یا اون کار رو کرد... نه بشین به فکر خودت باش... هر کاری که بکنی هر کشوری و مردمی به فکر خودشون هستند... و واقعاً اگر نیتت خیر بوده باشه اون هم نیازی نیست خودت بگی، گفتند گفتند، نگفتند هم نگفتند.....
اگر درسی هم بخواد گرفته باشه باید حرفش رو محکم بزنه... محکم و تا اونجا که می شه از راههای قانونی جلو بره... نمی دونم واقعاً نمی دونم چی بگم... الان هم که فردا امتحان دارم... هفته عجیبی بود... باید بتونم خودم رو از این افکار جدا کنم به درسم برسم... شاید بهتر باشه فعلاً دیگه تا فردا اصلاً سراغش نرم... بسه دیگه ... بسه ... هرچی می خواد بشه و بگه .... حرف زیاده....