اهمیت
از طرفی از کسانی که واقیعات رو می نویسند و سعی نمی کنند که کشور و مردمشون رو توجیه کنند خوشم میاد... به قولی باید ادب رو از بی ادبان آموخت، صداقت و راست گویی رو هم از آدمهای بی طرف یاد گرفت....
از طرفی از کسانی که واقیعات رو می نویسند و سعی نمی کنند که کشور و مردمشون رو توجیه کنند خوشم میاد... به قولی باید ادب رو از بی ادبان آموخت، صداقت و راست گویی رو هم از آدمهای بی طرف یاد گرفت....
در مورد کشور خودت و مردم خودت شاید دوست داشته بگی که همه عالی و خوشکلترین هستند، ولی اولاً این حرف به همون نسبت قبل نوعی قضاوت با احساس هست و از طرفی حقیقت و یا صداقت نداره... صداقت اینه که اونها رو به خودت نبندی و سعی کنی به عنوان یک ناظر بی طرف در مورد خوب و بدشون حرف بزنی....
نتیجه اینه، که اولاً صادق بودن و حقیقت گفتن و ثانیا عاری از قضاوت خوب و بد بودن....
که چی بگم.... نگاه کنید ببینید تحلیل من بهتر از شماست؟
کشور من اینجوری هست و اونجوری نیست؟ اگر حتی یک عمر هم بنویسی قرار چیزی عوض بشه؟ مگر که در عمل بتونند نشون بدن که عوض شدن... بعدش هم این مرزها الکیه... اینها هم یک دسته آدمند مثل بقیه آدمها... سعدی خیلی عالی گفت " تو کز محنت دیگران بی غمی ... نشاید که نامت نهند آدمی" و اون بصیرت و جهانبینی مولوی و حافظ خودش جای افتخار هست... به شرطی که به قول سعدی "دیگران بگن.."
شاید هم فکر کنم یک دوست کنارم نشسته و من سعی می کنم به صادقانه ترین شکل ممکن جوابش رو بدم... البته باز هم این فکر که بقیه چی گفتند و چندتا آپ و غیره که خودش وقت گیره....
انگار بعضی وقتها نگفتن بهترین کار هست... مثل همون حالتی که آرامش در سکوت و نگاه کردن هست و گذشتن از تعلقات...
و یا به شکل بالغ بگو... ادب از که آموختی از بی ادبان.... عرب به یک طرف می کشه، ترک به یک طرف می کشه و احساسات ملی به جوش میاد وقتی که همه ما آدمیم....
یا همین نژاد، شکل و ظاهر... که چی؟ آیا اهمیتی داره که ایرانیها سیاه باشند یا سفید؟ فکر کنم خود اروپاییها هم به همین نتیجه رسیدن که نژادپرستی نوعی حماقت هست، چیزی که کنترلی روش نداشتی....
پس چرا باید کلی وقت گذاشت و مطلب نوشت که کی چه جوری هست؟
هر جور دیگه که نگاه می کنم انگیزه ای نمی مونه... و یا دفاع از مملکتی که خودت هم سر و تهش رو نمی دونی و یا اعتقادی نداری بهش...
واقعاً سخت شده...
وای الان چی فکر می کنه ... شاید فکر کنه من کامل نیستم... مگه خودش هست؟ جالبه با خیلی ها که حرف می زنی بعداً می بینی که توی خیلی مسائل هنوز عقبند و یا افکار عقده ای و مسخره ای دارند... تو که اینطور نیست... فقط کافیه استاندارد تعریف نکنی... راحت باشی... قرار نیست همه چیز 100 باشه... تو هم می تونی اشتباه کنی... ولی فقط باید به سمت جلو حرکت کنی... مدیریت رو در دست داشته باش...
آسون بگیر
دنیا جای جالب و عجیبی هست، حتی عجیبتر از خواب... کل وجود من و یا دیگری همش عجیبه... هیشکی هم نمی دونه....
خیلی چیزها برای یادگیری هست... به خیلی ها می شه فقط نگاه کرد... تکامل رو درشون دید... به داستانشون گوش داد... به داستان زندگیشون گوش داد... زیر نور عصر، نور آفتاب در کوچه ها .... در هوای آزاد....
دنیا جای جالبی هست... به شکلهای مختلف می شه ازش لذت برد...
با این دید دنیا رو نگاه کن... گذشته و آینده رو ول کن...