دیگران
نمی دونم !!! من هم باید انگار معتدل تر باشم... این قابل تحسینه! این تکثر آراء خوبه ولی نتیجه اسش چی؟
نمی دونم !!! من هم باید انگار معتدل تر باشم... این قابل تحسینه! این تکثر آراء خوبه ولی نتیجه اسش چی؟
من چی می دونم؟ غیر از شاید فریموورک های کلی من چی از این معادله ها می دونم؟ سیاست مدارم؟ یا می خوام برم بگم نه ما می تونیم شما هیچ غلطی نمی تونید بکنید؟
باید خیلی متعادل تر و منصف تر از این بود... البته خوب یه وقتهایی کاری هم نمی شه کرد ولی خوب....
البته این جور جامعه ای هم بد نیست که فیلتر بزارن... بهتره که هر بچه ای توی این سایتهای جنسی که هیچ انتهایی ندارن ولو باشن... از بی هویتی و بی انگیزگی بعدش که بهتره....
در مورد جبهه استدلالهای انسانی مثل اتحاد عزت، پیشرفت استقلال مهمتر از غرب زدگی و امیال مادی است... بدی این امیال این هست که ممکنه برای خودت خوب جلوه کنند اما از نگاه دیگران جالب نیستند... به همین نسبت وقتی این قضیه رو در افراد دیگه می بینی به نامطلوب بودنش پی می بری... هر چند شاید هم نباید ناراحت بشی بلاخره اون هم جبهه ای داره... ترک ترکه... عرب عربه.... و غیره...
اولاً خوب رک و شجاعانه و بی غرض حرفم رو زدم.... و استایل خودم رو حفظ کردم و طرفدارهایی هم پیدا کردم....
قضیه این بود که باید موضع (استنس) داشته باشی... یعنی وقتی تجزیه تحلیل کردی و به یک نتیجه رسیدی موضع خودت رو حفظ کنی... استدلال حین پاسخ هم خوب بود... سوال صادقانه از خودتم به نظرم خوب هست ولی بلاخره موضع هم مهم هست... موضع اصلی اینه که ایران باید به سمت بهروزی و پیشرفت گام برداره... و البته در قبال کارهای داخلی و خارجی هم باید موضع گرفت...
این رو هم یادت باشه که برخی وقتها فرضیات و تصورات بقیه غلط هست و تو باید در اون زمینه هم روشنسازی کنی... و چون افراد دنبال جواب صادقانه هستند جواب صادقانه بدی.... با باز کردن جوانب قضیه...(مهمترین نکته شد)
این رو هم یادت باشه که برخی وقتها فرضیات و تصورات بقیه غلط هست و تو باید در اون زمینه هم روشنسازی کنی...
خیلی از بحث ها و جار و جنجالها مال افرادی که خوشی زیر دلشون می زنه .. یکی از شاه می گه یکی از غیر شاه... مهم اینه که اگر خدای نکرده بچه ای مریض شد کی قراره دستش رو بگیره؟ آیا دکتری دارو و دوایی هست؟ و آیا این قضیه برای همه هست؟ آیا اگر کسی بچه یا سرپرستش رو از دست داد این قضیه باعث راحتی صدتای دیگه شده یا نه؟ آیا اون کشور تونسته خودش رو از دام طمع دیگر کشورها حفظ کنه...
در مورد آرمان گرایی که مسلمانها باید پشت مسلمان باشه و کافر و غیره... ایده های بدی نیست... اگر همسایه ها و مسلمون ها متحد بودن برخی کشورها به ازا پسرفت اینها پیشرفت نمی کردند... ولی چرا تا این حد که نتونی یک کشور دیگه رو تحمل کنی؟؟
اما خیلی از این ها دوباره حرف هست... در ورطه عمل باز نظرهای همین افراد فرق می کنه و اگر بتونند به فکر خدمت باشند و مهمتر از اون شرایط تزاید آراء رو ایجاد کنند (با حداقل نظارت) اونوقت می شه امید داشت....
اما دیشب که بهم داشت فشار می اومد که همین الان هم میاد... گفتم پدر این منم حرف دارم بسوزه... حالا مجبوری اینقدر بنویسی که چی؟ یه سریها بگن به به چه فکری داری؟
البته خوب می شه بدون اینکه به این فکر کرد... فکر واقعی خودت که در خلوت هست رو هم بیان کنی.... به سوالاتی که دوست داری فارغ از هر کس و هر چیزی جواب بدی...
البته باز با کنترل وضعیت سلامتی و اولویت بندی کارهای خودت، خواهرت، خونوادت و غیره... البته جالبه که خیلی از مردم هم وقتشون رو به حرف و بحث و جدیداً نوشتن می گذرونند... و تو در این رابطه تنها نیستی.... اما از این که بگذریم چه باید کرد؟
همون بحث مدیتیشن.... فرض کنیم انگیزه پستات فالور و اثبات حرف خود نباشه ... چه انگیزه دیگه ای می مونه؟ می تونی مثل اینکه چشمت رو بر روی هر هوسی می بندی و از هر تحریکی پرهیز می کنی در اینجا هم از تحریکهای مدام پرهیز کنی و فراتر بری؟ البته می گن بذار تحریک بیاد ولی عکس العمل نشون نده....
....
اگر این انگیزه نباشه چه جوری باید جواب بدم... صادقانه؟ رک گویانه؟ با حفظ شخصیت... الگو شدن... بیدار کردن؟
به هر حال باید پشت هر حرفی حسی و یا فکری باشه... باید از خودت بپرسی و خودت هم با احساس و هم فکر خودت صادقانه جواب بدی....
الان اگر بگن که ایران مرض داره که هی پشت این گروهها رو گرفته و دم از نابودی اسرائیل می زنه؟ و اگر قصد نابودی داره خوب اونها هم نمی شینند که نابود بشن و بعضی وقتها جواب می دن و بعضی وقتها اقدام پیشگیرانه می کنند... تو الان چی جواب می دی؟
اولاً که اوضاع سوریه رو به هم ریختن.... و الان که سوریه می خواد آروم بشه اونها دوباره دارن کرم می ریزن... یه حرف دیگه هم این بود که دو تا گروهند و سر یک منطقه دعوا دارند و ایران هم باید سلاح و موشک داشته باشه و حزب الله هم داشته باشه و لبنان هم داشته باشه و اسرائیل هم داشته باشه تا بتونند مذاکره کنند.
اگر دروغ بگن چی؟ اگر توطئه کنند چی؟ اگر به غارت و عقب نگه داشتن منطقه ادامه بدن چی؟ کاری که دارند دارند الان هم می کنند....
ولی آیا هدف ایران چیه؟ نباید مشخص باشه که این حکومت چی می گه و چی می خواد؟ البه این سوال رو می شه در مورد آمریکا و اسرائیل هم کرد... که چی می خوان... چه دلیلی داره که به مردم ایران بخوان فشار بیارن و یا حتی مردم سوریه ... و بارها در مورد کشورهای عراق و سوریه دروغ هم گفتند.
سوریه برای ایران مهم هست همونطوری که برای اسرائیل مهمه اما عملاً اسرائیل با داشتن بمب هسته ای تهدید کمتری داره مگر که مقاومت تدریجی فلسطینیها عرصه رو بهشون تنگ کنه...
چرا ایران مخالفه و چرا اونها مخالفند؟ اگر ایران دوستانه بخواد به این کشورها کمک کنه چی؟ اما راهش اینه؟ چه سودی برای ایران داره؟ نجات منطقه از چنگال دشمنها؟
آیا اگر ایران دولت دیگه ای داشت می تونست بمب هسته ای داشته باشد؟
الان قراره منطقی صحبت کنی.... فکرت و حست چی می گه... فکر کن
حق دارن
از طرفی ایرانی، عرب، ترک غیره... هر کی که می خوان باشند حق دارند که اول به فکر زندگی و روزگارشون باشن فارغ از هر تمجید و یا سرزنشی... کسی رو حمایت کنند که آرامش و آسایش و عدالت بیشتری برای بخش بزرگی از جامعه اشون فراهم می کنه....
جمع
از طرفی خیلی نمی شه کورا رو یک جای رسمی دونست... در واقع مثل جوامع واقعی تو تونستی یک جمعی رو مخاطب کنی که از کالچر و طرز فکر تو براشون جالب بوده ... بعضی وقتها هم به برخی سوالها جواب می دی که خودت و جمع رو سرگرم کنی... مثل سوالاتی که می خونی و سرگرم می شی....
کوتاه....
کوتاهی و اختصار خیلی مهم هست... دیدی که برخی پستهای بقیه رو نمی شه تا تهش خوند و باید کوتاه باشه مگر اینکه ادامه متن باز کردن همون نکته اصلی باشه....
اشاره به منظور
می شه فهمید که سوء تفاهم سوال کننده چی بوده و یا منظور و تصورش چی بوده و در همون جهت جواب داد....
یا در مورد نژاد وقتی واقعاً همه مردم نتیجه میکس ژنهای مختلفند و از لحاظ منطقی تعریفی نمی شه کرد... می شه چی گفت؟ یعنی در مورد هیچی چی می شه گفت؟ مگر اینکه اعتراف کنی که این یک حس هست... حسی که می تونه در یک جامعه تولید بشه و افرادی با شباهتهایی جذب هم بشند و غیره ... و یا بر اساس شباهتها گروه بسازند و غیره که بحث می شه یک بحث اجتماعی... می شه در این قالب واقعیت اجتماعی حرف زد ولی نمی شه بیشتر جلو رفت ....
این حالا یک مثال بود... به نظر من به دقت و تمرکز و گذاشتن خود جای دیگران و نگاه کردن قضیه از دید دیگران که چه ابهاماتی دارند می شه مسائل رو توضیح داد با یک سیر منطقی...
البته برعکسش هم هست یعنی هر وقت که مشوش و مرددیم حتماً پشتش ایده الی رسم کردیم و حالا مرددیم که برسیم یا نرسیم... چاره اینکه مشوش و مردد نباشیم و بزنیم بریم تو... این خودش یعنی اینکه دیگه ایده آله دیگه مهم نیست.... چون حساب شده لازم نبود کار کنیم....
بعدش هم به فکر همین مردم خودت باش که بخونند استفاده کنند، ایرانیها، مسلمونها و غیره... می خوای کی توجه کنه... مهم خودتونید.... که الان باید آگاه بشن...
اینجوری وقتت هم کمتر هدر می ره... خودت هم اتفاقاً از همین جور مطالب خوشت میاد...
بعدشم در کل که چی که بگی نه شما درست فکر نمی کنید، من درست فکر می کنم؟ بچگانه نیست؟
چه می دونم ما انسانها عادت داریم که حرفها و افکارمون رو در معرض قضاوت دیگران قرار بدیم و فیدبک بگیریم...
البته همه اینه تارهای وابستگی هست... هر وقت حرفی می زنی ... کنشی می کنی .... خودکار منتظر نتیجه اش می شی و خود این دنبال کردن نوعی وابستگی هست که مغایر مراقبه و رهایی از تحریک کننده های مختلف هست...
از طرفی نیمه پر لیوان رو ببین.. خیلی ها هستند که چندین برابر تو مطلب فرستادن و نصف تو هم پیرو ندارند....
از طرفی حالا چه معنی داره بین این همه مسئله زندگی و پدر و مادر و بچه و دنیا بخوای وقت بزاری که حالا چارتا غریبه چی بگن و یا لایک کنند یا نه؟
البته چرت و پرت زیاد می شنوی که خلاصش می شه بیزار از دروغ
چرت و پرت در هر دو طرف هست و البته ممکنه حرفهای درستی هم هر دو طرف بزنند ... باید با یک سری سوالات و منطق ساده جواب هر پرسش رو بدی...
نسخه خوبه ولی اگر به اینترنت مراجعه کنی هم نسخه های خوبی هست... حرکات ابتکاری هست که خیلی می تونه به درد بخوره.... بله متاسفانه چیزهای هست که ما نمی تونم در موردش کاری کنیم مثل همین زمان و فکر کردن زیاد هم در موردشون فایده ای نداره... بهتره شکر گذار باشیم
بله توی یک دوره ای فشار اومد و محبور شدم و شاید هم اشتباه کردم، مثل همین سایت و بقیه چیرتها هر چنید این چیزی بود که تجربه شد و به سراغ خیلی هما ممکنه بیاد ولی از این به بعد سعی کن اشتباهات رو اصلاح کنی
نسخه شبیه برنامه هست... معمولاً دکترها نسخه می دن ولی خودت هم می تونی به خودت نسخه بدی برای این کار باید برای هر مشکلی فکر کنی و نسخه ای بدی و اون نسخه رو پیاده کنی که شاید پیاده سازی کامل اون چندین ماه یا هفته طول بکشه
مثلا برای پا و وزن می شه نسخه رفتن به شنا... کلاس بدن سازی مخصوصاً برای سر شونه رو انجام بدی... یا یک وزنه رو برای 20 ثانیه نگه داری و جابجا کنی و .... البته تنیس روی میز هم خوبه
برای مو و پوست و غیره هم می شه نسخه داد و رعایت کرد....