مساله این است

مساله این نیست که چی بلدی چی بلد نیستی، متاسفانه مشکل اینه که عده ای بی سواد بی منطق چرند پرند گو راحت به خودشون اجازه اظهار نظر و تعیین تکلیف می دن و پست و مقامها رو هم در دست گرفتن

کاشکی فقط همین بود، یه عده بی معرفت، زبون نفهم. کسای که خیلی راحت ممکنه حق و حقوقت رو پایمال می کنند. اشتباه من این بود که فکر می کردم همه مثل خودمن و قراره با فکر و منطق و انصاف کارشون رو جلو ببرن. پس خیلی روی حساب کتابهای خودت حساب نکن. به همین خاطر باید احتیاط می کردی به همین خاطر چیزی به اسم قرارداد گذاشتند.

 

واکنش احساسی و منطقی

به هر قضیه می شه واکنش احساسی یا منطقی داشت، ولی توصیه می شه همیشه واکنش منطقی داشته باشید.

مثلا من می تونم عصبانی بشم و یا لجبازی کنم و کارم رو پیش یه آدم دوزاری خرابتر کنم، اما واکنش منطقی اینه که الکی درگیر نکنم و یه چیز دیگه بدم.

بعضی وقتا خوبه درگیر شد و یا داد زد، در صورتی که بدونی عواقبی نداره و همینطور شاید آگاهانه فکر کنی که ممکن تاثیر گذار باشه، یعنی اونجا هم واکنشت منطقی بوده

پس همیشه فکر کن، راه حل منطقی چیه و بعد اونو انجام بده

انسانهای پیش بینی نشده

چکارش کنم، آدم خری که از فهم و معرفت و انسانیت فاصله داره و قدرت هم دستشه رو می تونم چکار کنم

شاید هم دلایلی داره ولی دیگه زیادی مته به خشخاش می گذاره. ولی اگر غیر از این باشه، این جور آدمی دیگه حتی ارزش فکر کردن نداره، به قول معروف می گه از چشمم افتاد.  فقط باید با احتیاط باهاش برخورد کرد. رابطه احساسی محساسی رو بی خیال شو

هر آدمی ارزش صحبت و توجه رو نداره، به شعور و درک طرف وابسته است. ولی پیش فرض ما اینه که می فهمن

اما به هر حال تجربه بزرگی بود، باید پیش بینی هر کار و هر جور آدمی رو کرد، اگر قرار داد بود همون اول تکلیفت معلوم یود. توی افکارم فقط فکر نقصان افکار افراد مقابلم رو نکرده بودم

قانون من می گه به چیزی که واکنش درستی نداره نباید واکنش نشون داد، نمی شه جواب یاوه رو داد

 

بدون اون هدف

ادامه نوشته

هر چی

ادامه نوشته

یادت نره

ادامه نوشته

نه چرت و پرت، نه شعار، نه ژست، نه بی تفاوت

ادامه نوشته

مرور

ادامه نوشته

قضایا رو جدی تر بگیر

ادامه نوشته

زیادی خوب بود

ادامه نوشته

هر کی هر چی دوست داره

لازمه اینکه خودت باشی و طبق خواست خودت حرکت کنی اینه که قبول کنی دیگران هم هر کدوم هر کار دوست دارند انجام بدن، البته به شرطی که دوست داشته باشند

اگر به هر کسی احترام بذاری و بگی طرف دوست داره فلان کار و بکن و یا خیلی به من ربطی نداره، می تونی خودت هم به همین شکل به خواست و مراد خودت کار کنی و دیگران رو هدایت کنی که راحت باشند.

خوب بود

نه خوب بود، خسته شده بودم، فرصتی بود هوایی عوض کنم

و چون کنترل دست خودم بود، راحت بودم

واقعا همینه، دور از احساسات و حرفهای مسخره، خیلی راحت، خوشرو

خوب بفیه مواقع چاره ای نداشتم، و باید به کارم برسم ولی خوب چیزهایی دستگیر شدم

موسیقی خوب، گوش کردن به حرف و استدلال بقیه.... اینها همش تفریحاته

تمرکز بر خود

ادامه نوشته