می شه به شکلهای مختلفی به این دنیای عجیب نگاه کرد... و یک نگاهش نگاه کلی و عرفانی هست... آدمهای که میان و می رن... سرنوشت آدمها... گذر زمان... مسائل مشترک... غروب، طراوت صبح... یعنی قضیه این نیست که حتماً رفت و حرفی زد... می شه با یک دید عرفانی به این خیلی که هر سال یه جوره نگاه کرد.... وسط میونه استاد و به کارها و امور با دیدی فلسفی و یا عرفانی نگریست... و این قابل قبوله.... این چیزیه که سهم ما از این دنیای پر از شگفتی و اسرار هست...