داره مثل همیشه تعزیه می خونن... اونها از فردی به اسم حسین می گن. ولی من نمی شنوم ... چیزی که می شنوم اینه که موفق شده بلندگو رو بگیره به دست... خودی بنمایه... صدایی بلند کنه... صداش رو رسا کنه.... قدمی وسط میدون بزنه... و اون حس مردیش رو ارضا کنه... این چیزیه که می شنوم... شاید بگم خوش به حالش... شاید بگم متنفرم از این بازی... نمی دونم ولی اون که می گه این چیزیه که من می شنوم