توی اون چتها دقیقاً انگار رها می شم از اینکه چی خوبه و چی بده.... حتی کاملاً کنترل دست منه...... برخلاف همیشه که سعی کردن این و اون رو مهم کنند الان اصلا اینکه چی فکر کنه یا نکنه مهم نیست در هر شرایطی تابع خواست من باشه... اینها یعنی کنترل و راحتی و ریلکسی....  این حس یک نوع رها شدن از همه کنترلهای ذهنی و خوب و بدهای اخلاقی و غیره است.... اگر این نوعی خواست درونی ماست پس خوبه به بچه ها مون آزادی بیشتری بدیم که این وجه از خودشون رو تجربه کنند... جیغ بکشن ... داد بکشن ... مخالفت کنند... اذیت کنند ... ما رو وادار به کارهایی بکنند... با به اصطلاح دوستشون دعوا کنند و چیزی رو از دست هم بقاپن... و ما هم کمکشون کنیم که این حس کنترل داشتن رو تجربه کنند تا فردا که بزرک می شن حس سرکوب نداشته باشند