دیروز هم گفتم که می رم و هرچی شد شد... بد نبود از نشستن بهتر بود... حرفهای بدی هم زده نشد.. خاطره انگیز بود... بعدش هم من قرار بود که اهمیتی ندم... و الان هم اهمیتی نمی دم که چی شده.... اما فقط یک لحظه باید حواسم رو بیشتر جمع می کردم... البته حواسم هم بود ... الان هم به خاطر اینکه حواسم بود اینقدر فکری شدم... ولی خوب ایده آل گرا نباش...شد که شد... خوب و بدش مهم نیست... نمی خوام بدون نقص جلوه کنم... سعی در بدون نقص بودن خودش یک نوع... مگر همون یارو جلو روت چه کرد؟ یا رو آوردن به مواد خودش نوعی ح نیست؟ .... پس خوب بودی چون اصلا مهم نیست... ساعتی بود طی شد... از حرفهای این و اون هم لذت بردی و حرفات هم سنجیده بود ... این لحظه واقعا مهم نبود و تجربه ای در کنار دیگر تجاربت بود... مهمتر اینه که اصل رو فراموش نکنی اینکه دنبال بی نقص بودن نباشی که خودش باعث بسیاری از ضررهاست و خیلی هم اتفاقاً متداول هست... همینکه ازش پرهیز کنی خودش قدم مثبتی هست... خودت پیشقدم بودی برای ارتباط با خیلی ها و همه چیز دست می شه