تز امروز عصرم بی خیالی و نوعی رهایی بود... در هر برخورد در هر دید در هر بازدید نمی شه پیشبینی کرد که چی قراره پیش بیاد... هیچکس این کار رو نمی کنه ... پس نباید نگران خوب بدش باشی... یکبار خوب می شه یکبار بد میشه بد شد که شد خوب شد که شد... نباید از هر برخورد و حرف انتظار ایده آل داشته باشی.... بخوای زیادی قبلش فکر کنی و یا بعدش فکر کنی... فکر کلی رها بودن و لذت بردنه ...بدون فکر بودنه... مطمئناً حرفات درست می شه... بدون فکر و رها و خالی از حب و بغض ها ... می تونی رها باشی... نخوای به خودت شک کنی... هر وقت هر روز رفتی و اومدی ... بدون فکر رفتی و اومدی و شبش به کار روز بعدت فکر کردی و به آنچه گذشت فکر نکردی اونوقت می تونم بگم که به نتیجه خوبی رسیدی.... هیچ چیز و هیچ کس مهم نیست.... دیگه بقیش مهم نیست