لذت ببر
به همین خاطر می گفتم که هدف اینه لذت ببرم... اینها هم خوب اینجا بودن تونستن چارتا مثل خودشون رو جمع کنند شاید هم براشون جالب و لذت بخشه... برای تو چی؟ وقتی دیگه کسی نمونده....بعضی وقتها هم می گم اگر قرار بود توی خونه خودم قریب بیافتم چرا نرفتم اینور و اونور دنیا صفا نکنم؟
باز هم باید تعریفت رو از دیگران عوض کنی... به خاطر بچت ... به خاطر زنت ... به خاطر زندگی ... هدف همون بود که لذت برد... حالا هر کسی این کار رو به یک طریقی می کنه ... هر کسی خودش تشخیص می ده
من هم نمی خوام حرف شعاری و چرت و پرت بگم... دنبال یک سلام و حال احوال و یا صحبتی هستم که بهم لذت بده... شعور کی می تونه من رو جذب کنه؟
همه چی ساده تر بود اگر اینجوری به مسئله نگاه می کرد... باز هم امشب بهم ایده داد... و باید عملیش کنم...
ایده بعدی هم این بود که دیگه مهم نیست چی پیش میاد و یا کی چی فکر کرده یا می کنه ... باید بالواقع بتونی قید این چیزها رو بزنی... بالواقع بتونی بی اهمیت بشی به یک سری ظواهر... باطن ما همون وجودی هست که حملش می کنیم...