می خواهم عاقل باشم تا ایمن
یک نکته تا یادم نرفته اینه که مطالب مختلف رو بخون و حرفها رو بشنو ولی هیچکدوم رو صددرصد نپذیر
نیاز به تمرین داره ولی خوبیش اینه که با هر تمرین کنترل شرایط در دفعات بعد ساده تر می شه....
مدیتیشن، بی خیال بودن، کمتر فکر کردن، کم کردن حساسیت، کمال گرا نبودن، منصف بودن، رها بودن همه این چیزها در یک راستا هستند.
بحث مواجهه با ترس به جای فرار کردن هم موضوعی که می تونه به درد همه بخوره، اون موارد که می گن حالات خیلی افراطی هست که فرد دچارهای اضطرابهای بی خود می شه و به جای اینکه با اضطرابهاش مواجه بشه با توسل به چیزهای مختلف سعی می کنه که اونها رو کم کنه ولی در واقع با این کارها اضطرابها سر جاشون می مونند... ولی می گه اگر شما مواجه بشید، ممکنه قلب تند بزنه نتونید اولش اون اضطراب رو تحمل کنید ولی بعد از مدتی یک بالانس و ظرفیتی در شما ایجاد می شه که دیگه نیاز به توسل جستن به کارهای بیهوده رو از بین می بره... پیامش اینه که به جای ترس از اتفاقات مختلف که همیشه هم در اطراف ما هستند بیام بپذریم که این دنیا محل کمال گرایی نیست، بپذریم هر چیزی ممکنه بشه و ممکنه هم نشه، به جای مشغول کردن خودمون به پیش بینی ها همیشه در حال زندگی کنیم و از همون فرصتها استفاده کنیم.... اینجوری آرامشمون بیشتره