هنر
این ها دو روی یک سکه هستند، یا ما خیلی خوب و عالی هستیم و یا اگر از ایستک که اصلا قرار نیست یک نوشابه الکلی باشه خوشش نیومد (که اتفاقا بعضی ها خوششون اموده بود) پس ما دیگه به درد هیچی نمی خوریم و هیچی نیستیم .... خیلی هنر می خواد که آدم منصف باشه
بتونه جلوی این دو حس متناقض رو بگیره خیلی هنر می خواد... بله همه چیز به امیدها و آرزوها و مود ما ربط پیدا می کنه ولی خوب باید واقع بین بود... و البته آخرش هر کسی باید برای خودش و منافع خودش زندگی کنه....
شاید اونها فکرش رو نمی کردن که می شه رقابت کرد...
بگذریم... یک کم گیج کننده است... از یک طرف می خواهیم باور کنیم که اگر توی فلان چیز قوی نیستیم ولی بجاش توی منطقه قدرت مندیم و اوضاع داره به نفع ما پیش میره... اما چه نفعی؟ اینکه ما فرهنگ خودمون رو داریم ولی با این مردم چه فرهنگی؟ .... چی می فهمند؟ از اون طرف مشخصه که عوضی ها دارن همه چیز رو وارونه نشون می دن... ریدن توی مملکت های اطراف بعد زر زیادی هم می زنند... یعنی آدم می مونه چی بگه از کی بگه
یه اصل ساده و قدیمی حفظ خونسردی و منطقی بودن هست... باید هر جمله ای منطق خودش رو داشته باشه...