آیا
اون مقاله هم پیامش همین بود که چیز خاصی نبود. ناشی از اعتماد به نفس پایین یا شکسته شده است و باعث می شه آدم هی فکر کنه دیگران دربارش خوب می گن یا بد... ولی گور پدر دیگران....
سوال اینه که من تا حالا به چی خوش بودم؟ به چی؟ ولی خوب زیاد فکرش رو نکردم... البته باز می تونم بگم که باید شکرگذار بود... باید قدر دونست و وقتی که قدر بدونی همین خواب راحت، همین سلامتی، همین هوا همه چیز نعمت و باعث خوشی هست...
همش در مورد تغییر نگاه بود و این خودش یعنی درمان و راه حل... اینترنت چرت نوشته، آدمیزاد تعریفی نداره و حد و مرزی هم نداره....بله ما با هم فرق می کنیم... من هم بارها دچار اضطراب شدم ولی خوب باهاش کنار اومدم و کم کم بهش غلبه کردم... بله فرق هست بین سخنرانی دو نفر که ناشی از اضطرابها و طرز تفکرشون هست ولی خوب همه قابل احترام هستند... باید یاد بگیریم به هم احترام بگذاریم و خوشی هم رو در هر شرایطی فراهم کنیم.... وگرنه اینها جدید نیست...
حالا هم بسپرش دست خدا، و برای همه آرزوی آرامش و خوشحالی کن....