وای وای.... چقدر بدبختیم ما دیگه... ای خدا... حالا تصور کن اگر من بودم... مردم ببین چه کلاسهایی.. چه چیزهایی... چه گوهی خوردم... چی شد!
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور ۱۴۰۵ ساعت 11:3 توسط بینام
|
بنده به شکل صریح برخی افکار خود را به شکل دفتر خاطرات بیان می کنم. در نتیجه همانگونه که فکر می کنم می نویسم... در این راستا لازم نیست تصور کنید که بنده مخاطب و خواننده مطالب را در نظر گرفتم.