مست کرده بودم،‌ حشری شده بودم می خواستم بی خیال همه چیز و همه فیلتر و حسی باشم... و حالش رو هم بردم... دیگه حتی این فکر که حس من چه ربطی به اوضاع کشور داشته باشه هم نداشته باشم... اونها که موجب خسارت و کشتار مردم می شن باید خجالت بکشند... یقه می بند ریش می زارن ولی به خاطر حماقت و خودخواهی یک دیکتاتوری رو به سر مردم کردن... به هر حال حس و حال تو در اون حقانیت خودت و مردم و یا حداقل حق و حقوق ملت تاثیر نداره که ربطی نداره... هر چیزی راه خودش رو می ره... و از هر لحاظ اونها هستند که محکومند و باید نگران باشن و نه ما... اونها هستند که چرت می گن...