سختش نکن
امروز خوب بود... تونستم کمی راحت با برخی گپی بزنم. به هر حال زندگی است دیگه... بگذریم... می خوام بگم مدت زیادی سختش کردم... سختش کردم ... به جای راحت بودن اینکه خودم باشم و اجازه بدم بقیه هم همونطور که هستم من رو دریابند... سختش کردم ... با تعارفات و تکفلات ... یا اصلا همین فکر که چی بگم و چی بشه... یعنی همون فکر زائد... امیدوارم الان که فهمیدی این قضیه رو تمرین کنی و سختش نکنی....
سختش نکن عصاره خیلی از افکار وسواس گونه و حساسیت ها و کمال گرایی هاست...
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم بهمن ۱۴۰۴ ساعت 17:3 توسط بینام
|