دموکراسی
باید برخی خصوصیات خودم رو بشناسم تا گرفتار هر شخصی و شعاری نشم... من قوه تحلیلی خوبی دارم ... قوه منطق خوبی دارم و همینطور انصاف و عدالت هم برام مهمه... نمی گم خیلی در این زمینه ایده آل گرا هستم اما تقریبا بنا به همون منطق می دونم که شخص باید منصف باشه... اما خوب همه اینطور نیستند... خیلی از عوام اینجور نیستند... البته شاید پشت خواسته های اونها هم دلایلی باشه... اما اینکه خودشون بتونند بیان کنند و یا منسجم یه چیزی بگن یا بخوان نبوده... و امروز فهمیدم این اشخاص در گروههای مختلف هستند... چه مذهبی، چه سلطنت طلب و غیره... منطق می گه اگر دنبال رای و نظر مردمی پس باید به مردم احترام بگذاری... کسی بالاتر از کس دیگر نیست... فقط یک سری قوانین است برای همکاری ... به نوعی دولتها خدمتگذار شهروندان هستند... منطق شخص پرستی منطق قوی نیست... ولی به هر حال وجود داره و شاید باز اجازه بیانشان در همون دموکراسی باشه... سیستم منطقی همون دموکراسی با آزادی احزاب و آزادی بیان و رسانه و غیره است...
به هر حال قدر دیدگاه و شناخت و منطق خودت رو بدون... افراطی نباش... بعضی وقتها بحث کن و گوش بده و بشنو... بعضی وقتها خط میانه رو برو... شاید در منطقی ترین حالت هر کسی که حرف حساب می زنه رو قبول کن و اگر همون اشخاص حرف ناحساب می زنند رو قبول نکن... با این حال به اهداف و سیاستها هم آگاه باش... ببین با چه سیاستی می شه به همین دموکراسی یا حداقل منافع عمومی و ملی رسید...