درس
چقدر سخت بود... بلاخره فرستادمش... چقدر بیشتر از زمانی بود که فکرش رو می کردم... یادته می گفتی خوشا اون زمانی که دکمه ارسال رو بزنم بره... الان اون زمان بود... هر چی بود تموم شد... چقدر جزئیات و کار داشت...
ولی می خوام درس بگیرم... چه جوری زمانبندی کنم ... چه جوری بفهمم چقدر یه چیزی کار می بره... چه جوری کاهش بدم... از ابزارها چگونه استفاده کنم... چه جوری طرح کلی رو بریزم. باید بتونم از این تجربه درسهای زیادی فراهم کنم.
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم تیر ۱۴۰۴ ساعت 17:10 توسط بینام
|