صفحات زندگی
زندگی که کوتاه است....بله بذار الان این رو بگم... بله این یک اصل مهمه.. درسته ممکنه برات اضطراب ایجاد کنه ولی شاید باعث فکرهای بهتر بشه.. همینجوری سالها دارن می گذرند
حالا این تو هستی که باید بفهمی صفحات زندگیت (روزها) رو چه جوری پر کنی... توی هر کدومشون چی بنویسی.. جوری که وقتی بعدا ورقشون می زنی چیزهای جالبی توشون ببینی... توشون شجاعت انجام یک کار رو ببینی ... نه همش ترس و عقب نشستن... پس این تویی که امروز تصمیم می گیری بری بعد از مدتها ورزش گروهی بکنی یا حتی بری با چهار نفر هم محله ای گپی بزنی... با کدومشون این تویی که انتخاب می کنی...
البته کسانی هم هستند که نشستن توی خونشون و وقتشون رو با کتاب و مطالعه و تحقیق و ... پر می کنند حتی شاید همین دوستایی که رفتن اونور... به هر حال اون هم یک انتخابه، البته اونها هم سعی می کنند شاید در کنار این کار کارهای دیگه ای انجام بدن... بعضی ها همیشه سر کار هستند ... به هر حال نمی گم امثال تو کمه ولی باز این دلیل نمی شه... حتی بعضی ها مثل قبلن های خودت با یه چیزهای الکی مثل امتیاز گرفتن توی اون سایت وقت می گذارن سوالات بقیه رو جواب می دن.... اما اینها دلیل نمی شه.... تو خودت تشخیص می دی که دوست داری چکار کنی... چقدر می تونی توی خونه باشی، چقدر بیرون خونه! چقدر می تونی بازی و ورزش کنی چقدر کار... چقدر مهمونی چقدر تحقیق... اینها دست خودت هست... اصلا شان و عار هم نمی شناسه... طرف می گن رهبر ولی سرگرمیش اسب سواریه...
حتی شده کوهنوردی، دیدن مناظر که بهش علاقه داشتی، بازی شطرنج، تنیس بلاخره یک کوفتی که بگی اینها علایق و سرگرمی های من هست...