آدم خوش مشرب و تا حدی جاه طلبی هستم از برخی کارها خوشم میاد... حرف برای گفتن هم زیاد دارم... ولی نمی دونم چه جوریه که با همه این احوالات حال و حوصله اجتماع رو ندارم... حالا برخی از این مراسم غیر منطقی و خرافه و چرت و پرت که مهم نیستند و تعجب می کنم آدمهایی که اینها رو جدی می گیرند... چی توی کلشون هست... حالا هر چی

نکته مهم دیگر این است که تازگی ها خیلی اهمیت نمی دم بقیه چی فکر می کنند... حالا عرزشی هستند یا مذهبی هستند یا خرافه پرست هستند و یا حتی جیره خور و مفت خور... اگر به بقیه ضرر نزندند اهمیت نمی دم چی فکر می کننند... آخه گوساله ها بعضی وقتا فکر می کنند که باید مخالفت کنن با ما... در صورتی که ما تا زمانی که اونها توی کار بقیه ملت دخالتی نکنن اهمیتی نمی دیم که چکار می کنند... درستش هم همینه... این که کسی اهمیت نده کی چکار می کنه ولی به عقاید و تفاوت هم احترام بگذاریم.. بدیش اینه که این جماعت اگر این رو می دونستند که گوساله نبودن... به هر حال کم کم همه یاد می گیرند...