من دیونه ام... من کسخلم.... من دیونه ام... من دیونه ام... اونجا به مشکل بخوری و این هزینه هر ماهه بیافته گردنت... این استرس این سردگمی... بعد بیای روز و شب وقت بگذاری روی چیزی که دو قرون بهش ندن... چیزی که صد تا آدم چپیدن توی یک مجموعه ای حقوقشون سرجاش... ماشین و خونه و تفریحش سرجاش...

چی تصور می کردی چی شد.... چرا اینقدر خامی... چرا نمی تونی اوضاع و احوالات رو پیش بینی کنی؟ بله روشم اشتباه بود اگر این روش ها رو می دونستم شاید کمتر هم وقتم تلف می شد... حالا تجربه... ولی که چی؟ کجا قراره سودی بهت بده؟ کجا قرار جبران وقتی که می گذاری رو بکنه؟

چرا به خونوادم ظلم کردم به خودم... چی می خوام توی این دنیای کیری... چیزم سرجاشه؟؟؟ بدتر و مسخره تر از هر کس و هر چیزی شدیم... روت می شه این اوضاع و احوال رو به زنت بگی؟ به کی می تونی بگی؟ اینقدر پا در هوا و مسخره؟؟؟

چیا فکر می کردیم چی شد... چه مسخره بازاری شد... اینجاست که بله یک شرکت خارجی معتبر می تونست ارزش داشته باشه... ولی کل دنیا مسخره است... چرا دیونه ام... کجا خودم رو سربه نیست کنم.... چه گهی دارم می خورم... چه گهی باید می خوردم... موقعیت ها رو چشم بسته و مثل گاو ول کردی و به جاش استرس و سردرگمی خریدی... حداقل الان چیزی برات مهم نباشه....