بی اهمیت
خلاصه خیلی از حرفها و رویکردها این بود که به دیگران و حضورشان بی اهمیت باشی، و کاری و حرفی که دلت میخواد رو بگی... به ویژه اینکه بعدش حتی فکر هم نکنی،... هر چقدر هم آشنا بشی، مثل همین انصاری یا قاسمی باز بی توجه به اونها و طبق میل خودت رفتار کنی، اینجوری به نفع خودت و اونهاست... اگر بتونی کامل مثل حس خلوتت باشه که عالیه... لازمه اینها این هست که بدونی واقعا دیگران برای کار و فکر تو اهمیت زیادی ندارند... بزرگشون نکنی... هر کسی توی فکر و ذکر خودش هست...
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم آبان ۱۴۰۲ ساعت 8:27 توسط بینام
|