حرفهای زیادی دارم... چرا که نه... من به خاطر علم آموزی و حتی مهارتی که دارم وقت گذاشتم. یارو حرف آرامش بخشی زده بود و می گفت فلسفه شرکت ما این است که هر کسی با توجه به استعداد و تواناییش در جای درست خودش قرار بگیره...حالا کار ندارم که چقدر عمل کنند ولی بلاخره ایده خوبی...

قضیه من هم همینه و حتی می تونه دیدگاه خودت به خودت باشه... خودت رو حتی از چشم دیگری هم نگاه کنی بلاخره فردی با تجربه و داشن تو باید به جای درستی که قرار بگیره و با همین انگیزه برو جلو... پیش کسانی برو که همین فلسفه رو دارند...

دیگه گذشته باید چکار می کردی و چی شد فایده نداره...نه دنبال پول حرام بودیم... نه دنبال مفت خوری بودیم... رفتم دنبال تجربه تدریس و علم و بعدش هم تکمیل تحصیلات... اگر علاقت بوده خوب کار اشتباهی نبوده... اما الان اگر این علم بتونه جاهای دیگری هم مثمر ثمر باشه چرا که نه... اصلا مردد نباش... خیالت راحت کسی به پات نمی رسه... من کم مسئله حل کردم... کم دانش اندوختم...

مملکتی داریم که مدیران و مسئولینش بی سوادند... ریيس جمهورش اعداد اعشاری نمی شناسه... کارشناسش هنوز فرق دلار رو نمی دونه... مسئولین و مقت خورهای ما اینها هستند... و بعد تو می خوای مردد باشی که با دکترای هوش مصنوعی آیا ....

خیلی سزاوارتر از این حرفایی... پس خیالت راحت که دنبال حقتی ... گذشته ها رو هم فراموش کن.... زمان چیزیه که هیشکی زورش بهش نرسیده... اگر واقع بین باشی همیشن باز باید در لحظه باشی و در لحظه تلاش کنی و به فکر فردا باشی...