صداقت و حسین
امام حسین خوبه... یه سری نوحه ها خوبه... اینکه حالا واقعیت تاریخیش چی بوده بماند ولی یک داستان دراماتیک دارد... خیلی ها دم از حسین می زنند... توی سر و کله می زنند ... جلوی صف می رن و سینه و زنجیر می زنند... خودی نشون می دن... شاید حس این رو دارند که خیلی آدم خوبین... البته خوب خیلی از مردم فقط در حد کارناوال به قضیه نگاه می کنند... اما می خوام بگم اونهایی هم که خیلی غرق ماجرا می شن و سخنرانیهای پرشور می کنند یا روضه می خونند لزوما از من و تو بهتر نیستند... البته بگذریم که یکی شون هم که گل به سرش می زد همین مدیر ارشاد گیلان بود... می خوام بگم که حتی اگر جوگیر هم می شن لزوما به فکر مردم نیسن
ما به دنبال صداقتیم... حتی اگر این صداقت باعث بشه که مثل یک آدم معمولی نمایش بازی نکنیم... سوال کنیم... پرسش کنیم... تحقیق کنیم... سو استفاده نکنیم...
سواستفاده از احساسات نکنیم... مسائل رو به هم ربط ندیم... جو شعار و ریا درست نکنیم... شعارهایی که نتیچش شده وضع مملکت... اگر واقعا به فکر دخترکی که سرش توی سطل آشغال است هستیم وظیفه انسانی ما است که زیادی شعارزده نباشیم... اون دخترک کم از رقیه نداره... اون دخترک الان زنده است و در جامعه ما زندگی می کنه... اما سیستم ریاکاری و شعار زندگی رو براش سخت کرده...
ادا در نیاریم... دیگه وقتش است رک و راست تر باشیم. آزموده رو دوباره نیازماییم. راههایی که ازمون سواستفاده شده رو ببندیم... هرچیزی در حد خودش... هیشکی معصوم نیست و اگر هست یا نیست مساله امروز ما نیست.
خوبی یعنی اینا... ادابازی خوبی نیست...