تقابل افراد و قطبهای جامعه
دارم به این نتیجه می رسم که ما انسانهای عرزشی و انقلابی و اصول گرا در مقابل افراد دموکرات و لیبرال و تحول خواه نداریم.... ما انسانهایی با قدرت تعقل و قوه ذهنی پاییتر اما تقلب و عدم صداقت بیشتر در مقابل انسانهایی با قدرت تفکر و تحلیل و صداقت نسبی بالاتر را داریم.
در واقع اینها دو سر یک طیف هستند... البته صرفا وجود گروه اول مشکل نیست بلکه علاقه این گروه به تمامیت خواهی و خشونت و اقتدارگرایی و زورگویی است که مشکل ساز است. البته خوشبختانه بسیار در اقلیت قرار گرفتند و دیگه زورشون به اکثریت نمی رسه و ترد شدند. در جوامع دیگه هم این چنین گروههای وجود دارند شاید راستهای افراطی یا جمهوری خواهان در آمریکا و غیره نمونه های این باشند... اما این جوامع این نزاع و قطبی سازی را با دموکراسی حل کردند... یعنی می تونه شخص وجود داشته باشه و نیازی به بحث آنچنانی و تغییر این افراد نیست اما باید دموکراسی را بپذیرند. در اون صورت اهمیت اینکه چی می گن و یا چه عقیده ای دارن کمتر می شود.