بعضی چیزها رو هیشکی قضاوتی روشون نداره... یعنی همه جور می شه و همه جور آدمی داریم و شرایط افراد هم فرق داره... از طرفی همه کارها هم لزوما به نتیجه مطلوب طرف نمی رسه... در نتیجه هر شخصی سعی می کنه هم یاد بگیره و هم بلاخره توجیه کنه که کارش خوب و درست بوده... علم بهتر است یا ثروت؟ هر کسی نظری داره...

پس نمی تونی از دیگران سوال کنی که بگی کارهات و انتخابات درست بوده یا نه... هر کسی نظری داره و یا شاید بگه نظر خاصی نداره و به خودت مربوطه... پس سوال رو باید از خودت بکنی... آدمهای باسواد و تحصیلکرده با کلی مقاله هستند که همین کشور و حتی در دود و دم تهران استاد دانشگاه شدن... آدمهای بی سوادتری داریم که کلی پولدار هستند و توی کارخونه ها یا کارهای خصوصی مشغول هستند... آدمهای با مدرک دانشگاه آزاد داریم که رفته اروپا و آمریکا... بلاخره همه جورش هست.

علاقه مندی اصلی رو باید دقیق سوال کرد... اگر واقعا بحث علم و کنجکاوی است پس شغل باید متناسب با این علاقه باشه دیگه نباید محلش حتی مهم باشه... مثلا کسی که اینجا داره روی پروژه های هوش مصنوعی مطلوبش کار می کنه با کسی که رفته اروپا اما داره در یک شرکت تبلیغاتی کار می کنه شاید اولی لذت بیشتری از کارش ببره... یا مثلا تدریس در اکثر دانشگاهها که سطح دانشجویان نسبتا خوب است با هم یکسان است دیگه مهم نیست دانشگاه شیراز باشه یا تهران ... و شاید شیراز جای بهتری برای زندگی باشه... به هر حال معیارهای مختلف وجود داره...