واکنش
بعضی وقتها باید واکنش های خودمون رو بررسی کنیم و ببینم آیا لازم است و یا چقدر درسته یا غلطه و یا چه نتیجه ای می شه گرفت...
توی کشور ما خیلی ها هستند که نسبت به چیزی واکنش نشون می دن و بعد یه جورهایی انگار به خودشون حق می دن که اگر خوششون بیاد یا نیاد کاری در مورد اون قضیه بکنند.
مثلا همین حجاب... یا فردی که سگی در بغل داره... خوب شاید در لحظه من بگم اه چقدر لوس یا چقدر مسخره... غربزده و یا به کسی که حجاب نداره بگم چقدر بی حیا... حتی جنده!... این واکنشها چه منشایی داره؟ چقدر منصفانه است و چقدرش پیش داوری است؟ حالا اصلا خوشم بیاد یا نیاد ... ولی مگه قراره همه مردم به سلیقه من باشند؟ این سلیقه من هست و اصلا بگیم که هر کسی می تونه سلیقه ای داشته باشه... اصلا خوشم نیاد... خوب که چی؟ آیا الان من حق دارم که برم یقه طرف رو بگیرم؟ آیا حق دارم اظهار نفرت کنم بهش؟ آیا حق دارم که چی...؟ یا این قرار است چه ضرری به من بزنه و یا چه فایده ای برای من داشته باشه؟ آیا این یک انتخاب و سلیقه میان ملیونها سلیقه و انتخاب نیست؟ آیا این شخص فردی میان ملیونها آدم هست؟ آیا دیگران می تونند سلایق و علایق من رو زیر سوال ببرند یا محدود کنند؟
پس کمی واکنشهای خودمون رو حلاجی کنیم... لازم نیست از هر چیزی که خوشمون میاد یا نمیاد خودمون رو صاحب حق بدونیم ... مگر که اون شخص داره آزادی من و یا دیگران رو محدود می کنه... در واقع این برخی افراد هستند که با واکنشهای بی جا و حق به جانب دارند آزادی دیگران رو محدود می کنند... و اگر قرار است جلوی کسی گرفته شود جلوی این افراد است.