بعضی وقتها می دونم حرف درست و کار درست چیه... و شاید باید تمرکز کنم روی گفتن و انجامش... و می بینم عده کثیری از انسانها که سوای از عمل در حتی رای و نظر اشتباه می کنند... اما انگار مهم نیست...

بگذریم... کار به این چیزا ندارم... هوای کوچه و خیابون و یاد ایام رو دارم... دوست دارم ببینم... دوست دارم نگاه کنم... دوست دارم یاد کنم... دوست دارم کمی حرف برنم... (و یا کمی گرم باشم...) از مسافرت ... از هوای سحر و از طلوع و صبح خوشم میاد.... و از یاد ایام ... و از یاد افراد...

اما دوست ندارم خیلی حرف بزنم... دیگه حرف بی ربط بزنم... مگر که در لحظه باشه و پیش بیاد... اما دوست دارم ببینم... دوست ندارم بحث کنم، کلنجار برم... دوست دارم کاری کنم... کاری جلو ببرم... از تجاربم استفاده کنم... چیزی رو تموم کنم و یا شروع کنم... دوست دارم استراحت کنم... دوست دارم فکر کنم... دوست دارم با آدمهای قدیم هم صحبت بشم و یا برخورد کنم...

دوست ندارم خیلی به گذر زمان فکر کنم... مگه امروز با دیروز چه فرقی داره... هنوز صبح می شه و هر صبح خودش یک شروع هست... اما بافکرتر و پخته تر

اما دوست ندارم خیلی حرف بزنم...

طبیعت پاییز نیمکت برگ درخت منظره - پارس گرافیک