تعادل
انگار واکنش های ذهنی و رفتاری و فکری افراد حول یک نقطه تعادل شکل می گیره... یعنی مثلا افراد دوست دارند یک حس مثبت از خودشون و نظراتشون و کارها و رفتارشون داشته باشند. وقتی این تصور به هم می خوره، با واکنش های جبرانی سعی می کنند که دوباره به همون نقطه تعادل و مثبت برگردند... به همین خاطر بعضی وقتها تاب هر نوع انتقادی رو ندارند و یا بهانه جویی می کنند و یا به شکل مختلف یک رفتار رو توجیه می کنند. این خاصیت در اکثر آدمها هست و در خود تو هم هست. نمی شه با یک دید منفی و ضعیف شده اقدام کرد و حتی رفتار کرد، چون نا امیدی و احتمال شکست و بازخورد منفی فرد رو نسبت به انجام یک عمل دلسرد و بی اشتیاق می کنه... مگر اینکه به شکلی یا خودش رو توجیه کنه و یا اهمیت این بازخوردها رو برای خودش کم کنه... و یا نگاه واقع بینانه و نه بدبینانه ای نسبت به واکنشهای محتلمل داشته باشه... هم به موفقیتهای گذشته نگاه کنه و هم به برخی به اصطاح شکستها که ممکنه واقعا شکستی هم نبوده باشند ...