درسته که کار و آرزو و مشغله و غیره زیاد داریم... ولی خوب خسته می شه آدم... الان چندین سال هست هی تحت فشار کار و غیره... که چی! هوس دارم که کارها و مشغله ها کمتر بشه... این دنیا هم که هر کارش کنی آخرش معلوم نیست و همین همه رو از فقیر و غنی یکسان می کنه شاید هم خواست خداست... شاید هوس می کردم راحت و ریلکس کنار بچه ... خوشگذرونی و کیف و کوک ... نمی دونم...

به هر حال دنیای پر مشغله ای شده... باز هم باید آهسته و پیوسته برم.... الان هم دیگه بسه برو بخواب...