سوای این حسهای ملی و اجتماعی و نیاز به تایید و اجتماع و مراوده و غیره... خوب یکی شاید به شرایطی معروف تر باشه و می بینی که لزوما چیز بیشتری هم بارش نیست حتی همین کاندیداها...

به هر حال خوب این نشون می ده که همه ما مثل هم هستیم و باید هم همینطور باشه... حالا اصلا تقی به توقی خورده یک سری ها شناخته تر شدند... اما جمع کثیری هم هستند که مردم عادی هستند... اما آیا اونها دیگه ارزش و جایگاهی ندارند؟‌ آیا همه جایگاههای انسانی همین پست و مقامهای دنیوی و شهرت دنیوی هست؟ آیا رسالت و حوزه انسانی بیشتر از این چیزها هست... اگر که هست پس چرا نزدیک نشیم به اون رسالت و روح انسانی؟ چرا به اون افق دوردست نگاه نکنیم؟ چرا نگیم که من فراتر از این چیزها هستم؟ انگار یک حس همدلی و هم آگاهی هم در درون ما می جوشه... نمی دونم ولی می گم عظمت هر انسان صرف انسان بودن باید بیشتر و ماورای این چیزها باشه...

در کنار این اون تمرین در لحظه بودن و یا شاید نبودن و رها شدن و گم شدن در برگ و باد رو تمرین کنم... تا روحم سیقل بخوره و دید و بینش و آرامشم گسترش پیدا کنه