چکار می تونم بکنم... کی چکار می تونه بکنه... معمولا چشمامون رو می بندیم... تاسف بار هست... زود بود... چه می دونم... ولی باریست بر دوش که باید برد کجا نمی دونم
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۹ ساعت 15:10 توسط بینام
|
بنده به شکل صریح برخی افکار خود را به شکل دفتر خاطرات بیان می کنم. در نتیجه همانگونه که فکر می کنم می نویسم... در این راستا لازم نیست تصور کنید که بنده مخاطب و خواننده مطالب را در نظر گرفتم.