چند نکته دیگه در مورد بورس. هرچند گفتم که در مورد بورس برخی جلودار هستند و روی بالا و پایینی قیمتها تاثیر گذارند و خواه ناخواه باید همرنگ جماعت و در مسیر روند حرکت کرد.... اما اگر بخواهیم استراتژی های مستقلی بکار ببریم.... یک استراتژی می تونه پیروی از نظر و عقیده خودت در مورد سهام باشه... حتی به پایین اومدن سهمی که به نظرت جالب نیست کمک کنی و یا حداقل از این روند ناراحت نشی حتی اگر سهمش رو خودت داشته باشی و همینطور کمک به بالا رفتن سهمی که فکر می کنی خوبه... در این رویکرد می شه حتی هدف بلند مدت داشت یعنی سعی می کنی سهامی رو به قصد نگهداری بخری

استراتژی یا سوال دیگه اینه که من باید سهمی رو بخرم که بعدن با قیمت بالاتر و یا قیمتی متناسب با سود سرمایگذاری و تورم بالا بره و خریداری باشه که اون سهم رو از من با اون قیمت بخره... خوب اون شخص چرا باید اون سهم رو از من بخره؟

  • دلیل اول اینه که سهم خوبی هست و برای نگهداری بلندمدت گزینه مناسبی است
  • دلیل دوم اینه که نسبت به سایر سهمهای مشابه قیمت معقولتری داره در حالیکه حتی سود سالانه یا e بر p مناسبتری داره
  • دلیل سوم اینه که رشد خوبی داره و می تونه قیمتش افزایش پیدا کنه
  • دلیل چهارم اینه که فروشندگان زیادی نداره و تقاضا از عرضه بیشتر است

معنیش این هست که اگر ما طمع کنیم و بگذاریم قیمت یک سهم به حداکثر برسه چه دلیلی می منه که خریدار این سهم رو بخره ... به امید چه سودی؟ از طرفی تعداد فروشندگان زیاد میشه و عرضه نسبت به تقاضا بالا میره.... 

در واقع یک دلیل نوسانات سهامها همین چیزها هست.... از طرفی ما نمی خواهیم به خاطر ضرر دیگری سود کنیم... باید سود ما متناسب با زحمتی باشه که برای پیدا کردن سهام خوب می کشیم و قیمت معقولی باشه که به اون قیمت می فروشیم سهام رو... از طرفی میشه خرید و فروش رو گذاشت کنار و به سرمایه گذاری که در یک شرکت می کنی فکر کنی و به سود سالانه اون شرکت به این سرمایه... این در واقع اصل منطق بورس هست... حتی حس تعهد و پشتیبانی از اون شرکت داشته باشی