انتخاب
وقتی خوب همه چیز رو مرور می کنی یک چیز مهم همینه که همیشه باید انگیزه کار از جانب خودت باشه... و این برای بقیه هم صادق هست ... هر کسی کاری که فکر کرده خوبه یا درستی و یا از سر خودخواهی و یا به هر دلیل دیگه انجام می ده.... می بینی دو تا آدم ظاهرشون کاملاً مثل همه یکی خودش رو وقت مردم کرده ... مثل همون دکتری که حتی پول از مریضاش نمی گرفت، خونه مستاجری بود و یا شاید هم براش مهم نبود که از این طریق بخواد مشهور بشه... اینجوری دوست داشت
و یا فردی که پخی هم نبوده ولی سعی کرده به هر طریق بره اونور و حالا معلوم نیست در چه وضعیتی هست... و نکته بعدی اینه که اونها هم صددرصد نمی خوان بگن کار درستی کردند و یا نکردند... همیشه یک تصمیم بوده، یک انتخاب بوده مثل انتخابهایی که خودت داشتی ... یه چیزی بدست میاری و ممکنه چیزهایی رو هم از دست بدی... حالا اونهایی که این انتخاب رو کردند نمی گن همه چیز آسون بوده... حتی شاید برگردن انتخاب دیگری بکنند ولی خوب فعلاً تصمیمی بوده که گرفتند... همش یک سری انتخاب هست... یکی ولنگاره و دنبال هوی شهوت هست... یکی به فکر مسئولیت و کاره ... آدمها فرق می کنند و قانونی هم وجود نداره... فقط خودت باید انتخابی کنی