موازنه

موازنه هم توی مهندسی و علوم مطرح هست و هم توی زندگی... در یادگیری تقویتی هم داشتیم که یک موازنه یا متوسط گیری یا تجمیع روی اهداف یا پاداشهای کوتاه مدت و بلندمدت باید صورت بگیره ... به همین شکل در زندگی هم می شه یک موازنه میان اهداف و پاداشهای کوتاه مدت و بلند مدت ایجاد کرد

چکار

چکار می تونم بکنم... کی چکار می تونه بکنه... معمولا چشمامون رو می بندیم... تاسف بار هست... زود بود... چه می دونم... ولی باریست بر دوش که باید برد کجا نمی دونم

آیا

این خوابش چه معنی می داد؟ آیا رمزی در کاره! آیا فراموش می کنیم... اون بود... و بودنش هم کافی بود...کمتر از یک ماه پیش دیدمش... کم حرف زدیم ولی خوب باز حرفی زدیم... از کار و احوالش پرسیدم... چرا اون...

بیشتر می خواستم توی عرفان این آمد و شد غرق بشم... ول کن ایرانی عرب شرقی غربی... آدمیم... به آدمیت خودت برس... به آدمیت خودمون برسیم...شاید قدیمی ها کمتر دربند این بودند...

اما

اما هنوز به شکل بی خودی مقایسه می کردم.. انگار هنوز دنیا و عظمتش یا شاید هم هیچیش رو درک نکردم

نمی دونم... باری بر دوش است که باید ببرم... به کجا نمی دونم... می خواستم راحت تر باشم... می خواستم اگر حرفی می زنم از روی دلم باشه... می خواستم با دل حرف بزنم... یا حرفی نزنم و یا با دلم حرفی بزنم...

می خواستم حسم حقیقی باشه... اسیر جزییات و دیگران نباشه

باور کنم چطوری... نمی دونم... کاش .... کاش ... کاش...

یکبار دیگه باید چشمها رو ببندم... و همه چیز رو به زمان بسپارم... چه جایی است...

از وابستگی بدم میاد.. از ناشناسی خوشم میاد... نمی خوام فکرم درگیر حتی یک دقیقه قبل باشه... یادم هست که می گفتی هر روز روز خداست هر روز روز جدیدی است... می گفتی فکر نکن که یه روز توی این کوچه ها فوتبال بازی می کردی... باز هم می تونی بازی کنی... باز هم می شه... الان فقط درگیر یک کاری هستم.... نمی دونم... هر روز روز جدیدی هست... اما

حسن هم رفت ... نمی دونم

چقدر

چقدر وقت می شه که به آسمون نگاه کنم... به درختها نگاه کنم... به درختهایی که باد توشون میاد گوش کنم... چقدر وقت می شه در سکوت و بی دغدغه همه چیز خودم رو بسپرم دست باد...

به آدمها و به رهگذرها نگاه کنم... به اون زمانی که روی سکو می دونستم که...

چه بی خود بود... چه عجیب...

هیچی هیچی.. چی می تونم بگم... باری است که بر دوش است و باید ببرمش اما به کجا نمی دونم...

 

تمرکز

تمرکز کردن و تمرکز داشتن توی زندگی خیلی مهم هست و شاید مراقبه (مدیتیشن) نوعی تمرین تمرکز هست.

مدیریت چیست؟

مدیریت یعنی رسیدن به اهداف چندگانه... ما نیازها و اهداف و کارهای مختلفی داریم... مدیریت یعنی اختصاص یک استراتژی درازمدت و کوتاه مدت و حتی روزانه برای رسیدن به اهداف به ترتیب اولویت